تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
اما اين طرفش كه به ما نزديك است، ستارگانش قابل رؤيت مىباشد، و همين ستارگانى است كه ما در آسمان شب مىبينيم، و به اين ترتيب منظومه شمسىِ ما جزء اين «مَجَرّه» (كهكشان) است.
مطابق روايت فوق، على عليه السلام مىگويد: در آستانه قيامت اين كواكب را كه ما مشاهده مىكنيم از كهكشان جدا مىشود، و نظام همگى به هم مىخورد.
چه كسى آن زمان مىدانست ستارگانى كه ما مىبينيم در واقع جزء اين كهكشان راه شيرى (مَجَرّه) است؟ جز كسى كه قلبش به عالم غيب مربوط باشد و از سرچشمه علم خدا سيراب گردد.
***
٢- «دنيا» دار رنجها و دردهاست
تعبير به «كادِح» در آيات فوق كه اشاره به تلاش و كوشش آميخته با رنج و زحمت است، با توجه به اين كه مخاطب در آن همه انسانها مىباشند، بيانگر اين واقعيت است كه: طبيعت زندگى اين جهان در هيچ مرحله خالى از مشكلات، ناراحتىها، و رنج و مشقت نيست، خواه اين مشكلات جنبه جسمانى و بدنى داشته باشد، و يا جنبه روحى و فكرى و يا هر دو، و هيچ كس را خالى از آن نمىبينيم.
در حديث بسيار پرمعنائى از امام على بن الحسين عليهما السلام مىخوانيم: أَلرَّاحَةُ لَمْتُخْلَقْ فِى الدُّنْيا وَ لا لِاهْلِ الدُّنْيا، إِنَّما خُلِقَتِ الرَّاحَةُ فِى الْجَنَّةِ وَ لِاهْلِ الْجَنَّةِ، وَ التَّعَبُ وَ النَّصَبُ خُلِقا فِى الدُّنْيا، وَ لِاهْلِ الدُّنْيا، وَ ما أُعْطِىَ أَحَدٌ مِنْها جَفْنَةً إِلَّا أُعْطِىَ مِنَ الْحِرْصِ مِثْلَيْها، وَ مَنْ أَصابَ مِنَ الدُّنْيا أَكْثَرَ، كانَ فِيْها أَشَدَّ فَقْرا لِانَّهُ يَفْتَقِرُ إَلَى النَّاسِ فِى حِفْظِ أَمْوالِهِ، وَ تَفْتَقِرُ إِلى كُلِّ آلَةٍ مِنْ آلاتِ الدُّنْيا، فَلْيَس فِى غِنَى الدُّنْيا الرَّاحَةُ!: