تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
گرفته شده است، گوئى اين گفتگوها و شوخىها همچون ميوههائى است كه از آن لذت مىبرند، و به گفتگوى شيرين و دوستانه «فُكاهه» (به ضم فاء) گفته مىشود.
گر چه كلمه «أَهْل» معمولًا به معنى خانواده و خويشاوندان نزديك است، ولى ممكن است در اينجا معنى وسيعترى داشته باشد و دوستان نزديك را نيز دربرگيرد.
***
چهارمين عكس العمل شرارتآميز آنها در برابر مؤمنان اين بود كه: «وقتى آنها را مىديدند مىگفتند: اينها گمراهانند» «وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ».
چرا كه راه و رسم بتپرستى و خرافاتى را كه در ميان آنها رائج بود و هدايتش مىپنداشتند رها كرده، و به سوى ايمان به خدا و توحيد خالص بازگشته و به گمان آنها لذت نقد دنيا را به نعمتهاى نسيه آخرت فروخته بودند.
ممكن است اين تعبير، در مراحلى باشد كه: مطلب از مرحله استهزاء گذشته و خود را ناچار مىديدند: شدت عمل بيشترى نشان دهند؛ زيرا هميشه هنگام ظهور پيامبران بزرگ و آئينهاى تازه، عكسالعمل دشمنان و مخالفان در آغاز از طريق استهزاء و به شوخى گرفتن ظاهر مىشد، گوئى آئين تازه را كمتر از آن مىديدند كه به طور جدى با آن برخورد كنند، ولى هنگامى كه آئين الهى در قلوب افراد آماده، نفوذ مىكرد، و پيروان بيشترى براى آن پيدا مىشد، آنها احساس خطر كرده، آن را جدى گرفته و مبارزه را شدت مىبخشيدند، سپس، مرحله به مرحله آن را تشديد مىكردند، و آيه فوق نخستين مرحله برخورد جدى آنها است، كه در مراحل بعد حتى منجر به جنگهاى خونين و نبرد مسلحانه شد.
***