تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
در اين آيات، از موضعگيرى و برخورد زشت و زننده كفار با آنها سخن مىگويد، و چهار نوع عكس العمل كفار را در برابر آنان بازگو مىكند:
نخست، مىفرمايد: «بدكاران و كفار پيوسته به مؤمنان مىخنديدند» «إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ».
خندهاى تمسخرآميز و تحقيركننده، خندهاى كه از روح طغيان، كبر و غرور و غفلت ناشى مىشود، و هميشه افراد سبكسر مغرور در برابر مؤمنان با تقوا چنين خندههاى مستانه داشتهاند.
ضمناً، تعبير به «أَجْرَمُوا» به جاى «كَفَرُوا» نشان مىدهد: افراد كافر و بىايمان را از اعمال گناهآلودشان مىتوان شناخت؛ چرا كه هميشه كفر سرچشمه جرم و عصيان است.
***
در آيه بعد، دومين برخورد زشت آنها را بيان كرده، مىفرمايد: «و هنگامى كه مشركان از كنار جمع مؤمنان مىگذرند آنها را با اشارات چشم و ابرو مسخره مىكنند» «وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ».
و با اين علامات و اشارات، مىگويند:
اين بى سر و پاها را ببينيد كه مقربان درگاه خدا شدهاند!
اين آستين پارهها و پا برهنهها را تماشا كنيد كه مدعى نزول وحى الهى بر آنها هستند!
و اين گروه نادان را بنگريد كه مىگويند استخوان پوسيده و خاك شده بار ديگر به حيات و زندگى برمىگردد؟!
و امثال اين سخنان زشت و بىمحتوا.
به نظر مىرسد: خنده آشكار مشركان در زمانى بوده كه مؤمنان از كنار جمع