تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
بعد از نعمت «تخت و نگاه» و «آرامش و نشاط»، اشاره به نعمت ديگرى يعنى «شراب» بهشتيان كرده، مىافزايد: «به آنها از شراب زلال دست نخورده سربسته مىنوشانند» «يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ».
شراب طهورى كه مانند شراب آلوده و شيطانى دنيا معصيتزا و جنون آفرين نيست، بلكه هوش و عقل و نشاط و عشق و صفا مىآفريند.
غالب مفسران «رَحِيق» را به معنى شراب خالص گرفتهاند، شرابى كه هيچ گونه غش، ناخالصى و آلودگى در آن وجود ندارد، و تعبير به «مَخْتُوم» كه در فارسى امروز به جاى آن، «دربسته» و «پلمپ» شده به كار مىرود، نيز تأكيدى بر خلوص و پاكى و دستنخوردگى آن است.
علاوه بر اين، استفاده از چنين ظرفها نشانه احترام خاص به ميهمان مىباشد، ظرفى كه آن را بستهاند و مهر كردهاند و مهرش تنها به دست ميهمان شكسته مىشود!. «١»
***
سپس، مىفرمايد: «مُهر آن را با مشك نهادهاند» «خِتامُهُ مِسْكٌ».
نه همچون ظرفهاى دربسته دنيا كه مُهر آن را با «گِل» مىنهند، و هنگامى كه انسان مىخواهد شيئى سربسته را با شكستن مهرش باز كند، دستش آلوده مىشود، شراب طهور بهشتى چنين نيست، هنگامى كه دست بر مهرش مىنهند، بوى عطر مشك در فضا پراكنده مىشود!.
بعضى نيز گفتهاند: منظور اين است كه در ختام، يعنى پايان نوشيدن اين