تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
از گريه بر خويشتن تسليت داده؟ در حالى كه عزيزترين افراد نزد تو خودت مىباشى؟
چگونه ترس از نزول بلا در شب تو را بيدار نكرده؟ با اين كه در گناه و معصيت او غوطهورى، و در حالى كه زير سلطه او قرار دارى.
بيا و اين بيمارى (غفلت از خدا) را با داروى تصميم و عزم راسخ مداوا كن! و اين خواب غفلتى كه چشمانت را فرو گرفته، با بيدارى برطرف ساز!
بيا مطيع خداوند شو! و به ياد او انس گير! خوب تصور كن كه به هنگام غفلتت از خدا، او با دادن نعمتها به تو عنايت مىكند، تو را به سوى عفو و بخشش خويش مىخواند، و زير پوشش فضل و بركات خود قرار مىدهد.
در حالى كه تو همچنان به او پشت كردهاى، و به ديگرى رو مىآورى، بزرگ است خداوندى كه با اين قدرت عظيم، «كريم» است، اما تو با اين ضعف و حقارت، چقدر بر معصيت او جسورى! ...». «١»
***
پس از آن، براى بيدار ساختن اين انسان غافل به گوشهاى از كرم و الطافش به او، در چهار مرحله اشاره كرده.
مىفرمايد: «همان خدائى كه تو را آفريد، آنگاه دستگاههاى وجودت را منظم ساخت و سپس تعديل نمود» «الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ».
***
«و به هر صورتى مىخواست تو را تركيب نمود» «فِي أَىِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ». «٢»