تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣
«جبر» صحيح است و نه طريقه «تفويض»، بلكه هر چه او دارد، از عقل و هوش و توانائى جسمى و قدرت تصميمگيرى، همه از ناحيه خدا است، و همين واقعيت است كه او را از يكسو دائماً نيازمند به خالق مىسازد، و از سوى ديگر، به مقتضاى آزادى و اختيارش به او تعهد و مسئوليت مىدهد.
تعبير به «رَبُّ الْعالَمِينَ» به خوبى نشان مىدهد كه: مشيت الهى نيز در مسير تربيت و تكامل انسان و همه جهانيان است، او هرگز نمىخواهد كسى گمراه شود، يا گناه كند و از جوار قرب خدا دور افتد، او به مقتضاى ربوبيتش همه كسانى را كه بخواهند در مسير تكامل گام بردارند، يارى مىدهد.
عجب اين كه: طرفداران مسلك جبر تنها به آيه دوم چسبيدهاند، در حالى كه طرفداران تفويض نيز ممكن است به آيه اول متوسل شوند، اين جداسازى آيات از يكديگر كه غالباً معلول پيشداورىهاى نادرست است، مايه گمراهى است، آيات قرآن را بايد در كنار هم گذاشت، و از مجموع استفاده كرد.
جالب اين كه: بعضى از مفسران نقل كردهاند: وقتى آيه اول (لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ) نازل شد، «ابوجهل» كه عملًا از طرفداران عقيده تفويض بود، گفت: خوب شد، همه اختيارات با ما است، و اينجا بود كه آيه دوم نازل گرديد (وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ). «١»
***