تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥
تحريك غدههاى بزاقى دهان مىشود، در نتيجه كمك به هضم غذا مىكند، بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا آيه به قرينه آيات قبل و بعد، اصلًا در مقام بيان اينگونه مسائل نيست، منتها بعضى از دانشمندان غذاشناس كه قرآن را تنها از زوايه محدود مسائل شخصى خود مىنگرند، طبيعى است چنين پندارى درباره آيه فوق داشته باشند.
بعضى نيز معتقدند: منظور از نگاه كردن به مواد غذائى اين است كه: انسان هنگامى كه بر سر سفره مىنشيند دقيقاً بنگرد، آنها را از چه راهى تهيه كرده؟
حلال يا حرام؟ مشروع يا نامشروع؟ و به اين ترتيب، جنبههاى اخلاقى و تشريعى را مورد توجه قرار دهد.
در بعضى از روايات كه از معصومين نقل شده نيز آمده است: منظور از «طعام» در اينجا «علم و دانشى» است كه غذاى روح انسان است، بايد بنگرد آن را از چه كسى گرفته؟ از جمله از امام باقر عليه السلام نقل شده كه در تفسير اين آيه فرمود: «عِلْمُهُ الَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ»؟. «١»
نظير همين معنى از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است. «٢»
بدون شك، معنى ظاهرى آيه همان غذاهاى جسمانى است كه در آيات بعد مشروحاً ذكر شده، ولى غذاى روح را نيز از طريق قياس اولويت مىتوان استفاده كرد؛ چرا كه انسان تركيبى است از روح و جسم، همان گونه كه جسم او نياز به غذاى مادّى دارد، روح او نيز محتاج به غذاى روحانى است.
جائى كه انسان بايد در غذاى جسمانيش دقيق شود، و سرچشمه آن را كه باران حياتبخش است طبق آيات بعد بشناسد، بايد در غذاى روحانى خود نيز دقت به خرج دهد كه از طريق باران وحى بر سرزمين پاك قلب پيامبر صلى الله عليه و آله نازل