تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
تفسير:
انسان بايد به غذاى خود بنگرد!
از آنجا كه آيات قبل، سخن از مسأله معاد مىگفت، و آيات آينده نيز با صراحت بيشترى از اين مسأله سخن مىگويد، به نظر مىرسد: آيات مورد بحث، به منزله دليلى است براى مسأله معاد كه از طريق بيان قدرت خداوند بر همه چيز، و همچنين احياى زمينهاى مرده به وسيله نزول باران، كه خود نوعى معاد در عالم گياهان است، امكان رستاخيز را اثبات مىكند.
در ضمن، چون اين آيات از انواع غذاهائى كه خدا در اختيار انسان و چهار پايان قرار داده سخن مىگويد، حس شكرگزارى انسان را برمىانگيزد و او را به شناخت منعم و معرفت اللّه دعوت مىكند.
نخست مىفرمايد: «انسان بايد به غذاى خويش بنگرد» كه چگونه خداوند آن را آفريده است؟ «فَلْيَنْظُرِ الْانْسانُ إِلى طَعامِهِ». «١»
نزديكترين اشياء خارجى به انسان غذاى او است، كه با يك دگرگونى جزء بافت وجود او مىشود، و اگر به او نرسد، به زودى راه فنا را پيش مىگيرد، و به همين دليل، قرآن از ميان تمام موجودات، روى مواد غذائى، آن هم موادى كه از طريق گياهان و درختان، عائد انسان مىشود تكيه كرده است.
روشن است: منظور از «نگاه كردن» تماشاى ظاهرى نيست، بلكه نگاه به معنى دقت و انديشه در ساختمان اين مواد غذائى، اجزاء حياتبخش آن، و تأثيرات شگرفى كه در وجود انسان دارد، و سپس انديشه در خالق آنها است.
و اين كه: بعضى احتمال دادهاند مراد نگاه ظاهرى است، نگاهى كه باعث