تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
مرگ نيز مشمول الطاف او است.
از اين گذشته، دستور دفن كردن بدن مردگان (بعد از غسل و كفن و نماز) دستورى است الهامبخش، كه مرده انسانها بايد از هر نظر پاك و محترم باشد، چه رسد به زنده آنها!
اين نكته نيز، قابل توجه است كه: مسأله مرگ در اين آيه، نيز در عداد نعمتهاى الهى ذكر شده، و اگر دقت شود مطلب همين گونه است؛ چرا كه:
اوّلًا، مرگ مقدمهاى است براى آسودگى از رنجهاى اين جهان، و انتقال به سراى ديگر كه عالمى است بسيار گستردهتر.
و ثانياً، مرگ نسلهاى موجود سبب مىشود جا براى نسلهاى آينده گشوده شود، و نوع انسان طى نسلها تداوم و تكامل يابد، و در غير اين صورت چنان عرصه بر انسانها تنگ مىشد، كه زندگى كردن در روى زمين غير ممكن بود.
جالب اين كه: همين معنى ضمن اشاره لطيفى در سوره «الرحمن»، آيات ٢٦ تا ٢٨ نيز آمده است آنجا كه مىفرمايد: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ* وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْاكْرامِ* فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ: «تمام كسانى كه روى زمين زندگى مىكنند مىميرند* تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند* پس كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟!
مطابق اين آيات، مرگ، يكى از نعمتهاى بزرگ خدا است.
آرى، دنيا با تمام نعمتهايش زندانى است براى مؤمن، و خروج از اين دنيا آزاد شدن از اين زندان است، و از اين گذشته، نعمتهاى فراوان الهى، گاه براى گروهى مايه غفلت و بىخبرى مىشود، و ياد مرگ پردههاى غفلت را مىدرد و از اين نظر نيز نعمتى است و هشدارى، از همه گذشته، زندگى دنيا اگر ادامه يابد، مسلماً ملال آور و خسته كننده است، نه همچون زندگى آخرت كه سر تا سر