تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
به نظر نمىرسد؛ زيرا «صُحُف» به صورت صيغه جمع در مورد «لوح محفوظ» به كار نرفته است.
***
بعد از آن مىفرمايد: «اين صحائف و الواح، والا قدر و پاكيزه است» «مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ».
بالاتر از آن است كه: دست نااهلان به سوى آن دراز شود، و يا قادر بر تحريف آن باشند، و پاكتر از آن است كه دست ناپاكان آن را آلوده كند، و نيز پاك است از هرگونه تناقض، تضاد، شك و شبهه.
***
از اين گذشته «اين آيات الهى در دست سفيرانى است» «بِأَيْدِي سَفَرَةٍ».
***
«سفيرانى والامقام، و مطيع و فرمانبردار و نيكوكار» «كِرامٍ بَرَرَةٍ».
«سَفَرَة» (بر وزن طلبه) جمع «سافر» از ماده «سفر» (بر وزن قمر) در اصل، به معنى پرده بردارى از چيزى است، و لذا به كسى كه ميان اقوام رفت و آمد دارد تا مشكلات آنها را حل كند، و از مبهمات پرده بردارد «سفير» گفته مىشود، به شخص نويسنده نيز «سافر» مىگويند؛ چرا كه پرده از روى مطلبى بر مىدارد.
بنابراين، منظور از «سَفَرَه» در اينجا فرشتگان الهى است كه سفيران وحى يا كاتبان آيات او هستند.
بعضى گفتهاند: منظور از «سَفَرَة» در اينجا حافظان و قاريان و كاتبان قرآن، علماء و دانشمندانى هستند كه اين آيات او را در هر عصر و زمانى از دستبرد شياطين محفوظ مىدارند.
ولى، اين تفسير، بعيد به نظر مىرسد؛ چرا كه در اين آيات سخن از زمان