تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
ناخشنودى در چهره مباركش نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب پيش خود مىگويند: پيروان محمّد صلى الله عليه و آله نابينايان و بردگانند، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد.
در اين هنگام، آيات فوق نازل شد (و در اين باره پيامبر صلى الله عليه و آله را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا صلى الله عليه و آله بعد از اين ماجرا «عبداللّه» را پيوسته گرامى مىداشت، و هنگامى كه او را مىديد مىفرمود: مَرْحَباً بِمَنْ عاتَبَنِى فِيْهِ رَبِّى: «مرحبا به كسى كه پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد» و سپس به او مىفرمود: «آيا حاجتى دارى آن را انجام دهم»؟
و پيامبر صلى الله عليه و آله دو بار او را در غزوات اسلامى در «مدينه» جانشين خويش قرار داد. «١»
شأن نزول دومى كه براى آيات فوق نقل شده، اين است: اين آيات، درباره مردى از «بنى اميه» نازل شده كه نزد پيامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مكتوم» وارد شد، هنگامى كه چشمش به «عبداللّه» افتاد خود را جمع كرد، مثل اين كه مىترسيد آلوده شود، قيافه در هم كشيده و صورت خود را برگردانيد، خداوند در آيات فوق عمل او را نقل كرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، اين شأن نزول در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است. «٢»
محقق بزرگ شيعه مرحوم «سيد مرتضى» اين شأن نزول را پذيرفته است.
البته، در آيه، چيزى كه صريحاً دلالت كند منظور شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، وجود ندارد، تنها چيزى كه مىتواند قرينهاى بر اين معنى باشد، خطابهائى است كه از آيات ٨ تا ١٠ اين سوره آمده كه مىگويد: «كسى كه پيوسته (براى شنيدن آيات خدا) به سرعت سراغ تو مىآيد، و از خدا مىترسد، تو از او غافل