تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
٥- اما آن كس كه توانگر است.
٦- به او روى مىآورى.
٧- در حالى كه اگر پاك نگردد چيزى بر تو نيست.
٨- اما كسى كه به سراغ تو مىآيد و كوشش مىكند.
٩- و از خدا ترسان است.
١٠- تو از او غافل مىشوى!
شأن نزول:
اين آيات، اجمالًا نشان مىدهد: خداوند كسى را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر اين كه: فرد يا افراد غنى و ثروتمندى را بر نابيناى حقطلبى مقدم داشته است، اما اين شخص مورد عتاب كيست؟ در آن اختلاف نظر است:
مشهور در ميان مفسران عامه و خاصه اين است كه:
عدهاى از سران قريش مانند «عتبة بن ربيعه»، «ابوجهل»، «عباس بن عبد المطلب»، و جمعى ديگر، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودند، و پيامبر مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و اميد داشت اين سخنان در دل آنها مؤثر شود (و مسلماً اگر اين گونه افراد اسلام را مىپذيرفتند، گروه ديگرى را به اسلام مىكشاندند و هم كارشكنىهاى آنها از ميان مىرفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در اين ميان «عبداللّه بن ام مكتوم» كه مرد نابينا و ظاهراً فقيرى بود وارد مجلس شد، و از پيغمبر صلى الله عليه و آله تقاضا كرد آياتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعليم دهد، و پيوسته سخن خود را تكرار مىكرد و آرام نمىگرفت؛ زيرا دقيقاً متوجه نبود كه پيامبر صلى الله عليه و آله با چه كسانى مشغول صحبت است.
او آن قدر كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله را قطع كرد كه حضرت صلى الله عليه و آله ناراحت شد، و آثار