تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
خير و شر انجام مىدهد آگاه است، و اين توجه او را از اعمال قبيح باز مىدارد، او كسى است كه از مقام پروردگارش خائف است، و خود را از هواى نفس باز داشته». «١»
٣- منظور مقام «عدالت» او است؛ چرا كه ذات مقدس او مايه خوف نيست، خوف از عدالت او مىباشد، و در حقيقت اين خوف از مقايسه اعمال خود با عدل او حاصل مىشود، همان گونه كه مجرمان از ديدن يك قاضى عادل بر خود مىلرزند، و از شنيدن نام محكمه و دادگاه وحشت مىكنند، در حالى كه شخص بىگناه نه از آن ترسى دارد، و نه از اين وحشتى!
در ميان اين تفسيرهاى سه گانه تضادى نيست، و ممكن است همه آنها در معنى آيه جمع باشد.
***
٢- رابطه «طغيان» و «دنيا پرستى»
در حقيقت، آيات فشرده بالا اصول سعادت و شقاوت انسان را به نحو زيبا و شايستهاى ترسيم كرده است، شقاوت انسان را در «طغيان» و «دنيا پرستى» مىشمرد، و سعادت او را در «خوف از خدا» و «ترك هوا» و عصاره تمام تعليمات انبياء و اولياء نيز همين است و بس.
در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَيْكُمُ إِثْنانِ: اتِّباعُ الْهَوى وَ طُولُ الْا مَلِ، فَأَمَّا اتِّباعُ الْهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَ أَمَّا طُولُ الْا مَلِ فَيُنْسِي الآخِرَةَ:
«هولناكترين چيزى كه از آنها بر شما خائفم دو چيز است: پيروى از هواى نفس، و آرزوهاى طولانى، اما پيروى از هوى، شما را از حق باز مىدارد، و اما