تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤
تفسير:
آنها كه نفس را از هوى و هوس باز دارند
بعد از اشاره به بعضى از دلائل معاد، در آيات قبل، در آيات مورد بحث، بار ديگر، به مسأله رستاخيز و سرنوشت خدا ترسان و هواپرستان در آن روز باز مىگردد، مىفرمايد: «هنگامى كه آن حادثه عظيم، رخ دهد نيكوكاران و بدكاران هر كدام به جزاى اعمال خويش مىرسند» «فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى». «١»
«طامَّة» از ماده «طمّ» (بر وزن فنّ) در اصل، به معنى پر كردن است و به هر چيزى كه در حدّ اعلى قرار گيرد «طامّه» مىگويند، و لذا به حوادث سخت و مصائب بزرگ كه مملوّ از مشكلات است نيز طامّه اطلاق مىشود، و در اينجا اشاره به قيامت است كه مملوّ از حوادث هولناك مىباشد و توصيف آن به «كُبرى» تأكيد بيشترى درباره اهميت و عظمت اين حادثه بىنظير است.
***
پس از آن، مىافزايد: «اين حادثه عظيم هنگامى كه به وقوع پيوندد، همگان از خواب غفلت بيدار مىشوند و انسان به ياد سعى، كوشش و اعمال خويش اعم از نيك و بد مىافتد» «يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْانْسانُ ما سَعى».
اما اين تذكر و يادآورى چه سودى براى او مىتواند داشته باشد؟
اگر تقاضاى بازگشت به دنيا و جبران گذشته كند، دست ردّ به سينه او مىزنند و در پاسخ اين تقاضا «كَلَّا» مىگويند.
و اگر توبه كند و از اعمالش پوزش طلبد، فايدهاى ندارد؛ چرا كه درهاى