ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٦١ - فصل(١٨) برترى آن حضرت بر ديگران از نظر جهاد با كفار
مسلمانان گروهى اندك بودند كه دستههائى از آنها نيز بميل خود نيامده بودند و از روى ناچارى و بدون اختيار بهمراه مسلمانان آمده بودند، و چون دو گروه در برابر هم قرار گرفتند، (سه تن از) مشركين (بنامهاى: وليد، و عتبه، و شيبة بميدان آمدند و) آنها را بجنگ دعوت كردند و به نبرد خواندند انصار (مدينه براى نبرد) پاى خويش جلو نهادند، و آماده كارزار شدند و چند تن را بميدان فرستادند پيغمبر ٦ از ايشان جلوگيرى كرد و بآنان فرمود: اينان همتاى خود را بجنگ ميخوانند (و شما كه اهل مدينه هستيد همتاى جنگ اينها نيستيد) و بعلى ٧ دستور فرمود به نبرد آنان برود، و حمزة بن عبد المطلب (عموى خود) و عبيدة بن حارث را (كه او هم از بنى هاشم بود) پيش خواند، و بآن دو نيز دستور داد كه همراه على بجنگند، همين كه اين سه نفر در برابر آنان قرار گرفتند چون اينها كله خود بر سر داشتند آنان را بجا نياوردند و پرسيدند: شما چه كسانى هستيد؟ آن سه خود را معرفى كردند و نسب خويش برشمردند، گفتند: همتايان بزرگوارى هستيد و جنگ ميان آنها درگير شد، وليد با على ٧ شروع به نبرد كرد كه آن حضرت مهلتش نداد و او را كشت، و عتبه با حمزة در افتاد كه او نيز بدست حمزه كشته شد، و شيبة با عبيدة در آويخت كه دو ضربت ميان آنها رد و بدل شد، و يكى از آنها ران عبيدة را جدا كرده و أمير المؤمنين او را از چنگال شيبة با ضربتى كه هم آن شيبه را از پاى درآورد رها ساخت، و حمزة نيز در رهائى عبيدة و كشتن شيبة با على ٧ شركت جست، كشته شدن اين سه تن نخستين شكست و اولين ذلت و خوارى بود كه بمشركين وارد شد، و از اين جريان ترس و دهشتى از مسلمانان در دل آنان افتاد، و نشانههاى پيروزى مسلمين آشكار گرديد، سپس أمير المؤمنين ٧ با سعيد بن عاص در افتاد، و اين پس از آن بود كه ديگران از برابرش گريختند، و او را نيز