ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٨ - فصل(٤٥) سخنان آن حضرت در باره پيمانشكنى معاويه
و (بيت المال و) غنيمتها را ميان شما يكسان بخش نكند، و شما را بزند، و خوار و پست كند، در جنگها مجروحين شما را بكشد، و راههاى شما را قطع كند، و درب خانهاش را بروى شما ببندد تا تواناى شما ناتوانتان را بخورد (و در نتيجه نبودن حق و عدالت زورگويان زياد شوند و هر كه تواناتر و زورمندتر است اموال ناتوانان را بزور بخورد) پس خداوند (از رحمت خود) دور نكند جز آن كس را كه از شما ستم كند، و بسيار كم است كه چيزى كه رفته است دوباره بازگردد، و من گمان ميكنم كه شما در زمان فترت باشيد (زمان فترت فاصله ميان دو حجت را گويند كه مردم در اثر رفتن حجت پيشين بمرور دست از دين و آئين بكشند و بفساد و پيروى نفس دچار گردند) و من وظيفه جز نصيحت شما ندارم، اى مردم كوفه از (رفتار) شما بسه چيز (كه در شما هست) و دو چيز (كه در شما يافت نشود) بغم و اندوه مبتلا گشتهام، (اما آن سه چيز كه در شما هست: اول اينكه) كرانى هستيد گوشدار (يعنى با اينكه گوش داريد سخنان مرا نشنويد، دوم) گنگانى هستيد زباندار، و (ديگر اينكه) كورانى هستيد چشمدار، و اما آن دو چيز كه در شما نيست اول) در برخورد با دشمن برادران راستگوئى نيستيد (و در نهج البلاغه «احرار» بجاى «اخوان» است كه بمعناى «آزاد مردان» است، و از نظر تفنن در عبادت و عدم تكرار ظاهرتر است) و (دوم اينكه) برادران مورد اطمينانى هنگام بلا و سختى نيستيد، بار خدايا من اينان را (با اين سخنان) بتنگ آوردم، و ايشان (با نافرمانى از من) مرا بتنگ آوردند، من از ايشان سير شدم و اينان از من، بار خدايا هيچ امير و فرمانروائى را از ايشان خوشنود نساز، و اينان را از هيچ امير و فرمانروائى خوشنود مكن، و دلهايشان را آب كن چنانچه نمك در آب، سائيده شود.
آگاه باشيد بخدا، اگر چارهاى ميديدم از سخن و نامه شما (اين كار را) نمىكردم و همانا (آنقدر) من شما را در بيرون آمدن از گمراهى سرزنش كردم تا بجائى كه از زندگى سير شدم، و همه اينها را شما بريشخند ميگيريد، چون ميخواهيد از حق گريخته و بباطل گروش كنيد آن باطلى كه خداوند بوسيله پيروان