ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٦ - فصل(٤٥) سخنان آن حضرت در باره پيمانشكنى معاويه
خودتان (از دستبرد و خرابى دشمن) باز ميداريد (شرح آن در فصل (٤١) گذشت) و با كدام امام و پيشوائى پس از من بجنگ ميرويد، بخدا سوگند گولخورده آن كسى است كه شما گولش زنيد، و كسى كه بكمك شما پيروز گردد (مانند كسى است كه) به تيرى دست يافته (شرحش در فصل (٤٠) گذشت) بروزى درآمدهام كه بيارى شما طمع ندارم (و اميدوار نيستم) و گفتارتان را باور نكنم، خداوند ميان من و شما جدائى اندازد، و دنبال آورد بجاى شما براى من كسى را كه او بهتر است براى من از شما، و دنبال آورد بجاى من براى شما كسى كه بدتر است براى شما، پيشواى شما پيروى خدا كند و شما نافرمانى او كنيد، و پيشواى مردم شام (معاويه) خدا را نافرمانى كند ولى آنان از او فرمانبردارند؟ بخدا سوگند دوست داشتم همانا معاويه با من شما را جابجا ميكرد مانند خورد كردن دينار بدرهم، پس ده تن از شما را از من ميگرفت و يكتن از آن مردم را بمن ميداد، بخدا سوگند دوست داشتم كه من شما را نميشناختم و شما مرا نميشناختيد زيرا اين شناسائى (ما و شما) بپشيمانى كشيد شما كه سينهام را از اندوه تباه ساختيد، و بسبب بىاعتنائى و نافرمانى كار را بر من فاسد كرديد تا آنجا كه قريش گفتند: همانا على مرد شجاع و دليرى است ولى بجنگ كردن دانا نيست؟ خدايشان بيامرزد آيا هيچ كس در ميان آنها هست كه ممارستش در جنگ بيش از من و در برابر سختيهاى آن پابرجاتر باشد، هنوز بسن بيست سالگى نرسيده بودم كه آماده جنگ گرديدم و اكنون زياده از شصت سال از عمرم ميگذرد و ليكن سرانجام ندارد كار كسى كه فرمانش نمىبرند آگاه باشيد بخدا هر آينه دوست دارم پروردگارم مرا از ميان شما بسوى رضوان خود ببرد، و همانا مرگ چشم براه من است پس چه چيز از بدبختترين اين امت جلوگيرى كند كه آن را خضاب كند- و دست بسر و ريش خود كشيد- (يعنى محاسن مرا از خون خضاب كند) اين عهد و پيمانى است كه پيغمبر ٦