ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢١ - فصل(١) سخنان آن حضرت در مدح دانشمندان و فضيلت علم و حكمت
وسيله انسان در زمان حيات و زندگى پيروى (از خدا) را بكمال رساند، و پس از مرگ (خوش نامى و) خوش گوئى (مردم را) بدست آورد، دانش حكومت و فرمانفرمائى كند ولى دارائى و ثروت فرمانبردار و مغلوب است.
اى كميل خزينه داران دارائيها و ثروتها با اينكه (در دنيا هستند و) زندهاند. مردهاند، ولى دانشمندان تا روزگار بر پا است پايدار و باقى هستند، خودشان (با بدرود زندگى) ناپديدند ولى صورتهايشان در دلها موجود است.
هان آگاه باش كه در اينجا علم و دانش فراوانى است- و با دست اشاره بسينه خود فرمود- اى كاش كسانى را بچنگ مىآوردم كه آن را فرا گيرند، آرى (گر چه) كسى تيز فهم مييابم ولى از او مأمون و مطمئن نيستم، (زيرا) افزار دين را براى دنيا بكار برد (و دين را وسيله براى جلب دنياى ناپايدار ساخته) و بكمك حجتهاى الهى بر دوستان خدا برترى جويد، و بوسيله نعمتهاى خدا بر كتاب او بزرگى كند (در نهج البلاغه «عباده» بجاى كتابه است و آن ظاهرتر است)، يا مييابم كسى را كه فرمانبر حكمت و متواضع آن است ولى در اين تواضع و فروتنى بينائى ندارد.
(مترجم گويد: در نهج البلاغة عبارت چنين است: «او منقادا لحملة الحق لا بصيرة له في أحنائه» يعنى فرمانبردار باب حق است ولى در گوشه و كنار كار خود بينائى ندارد) به نخستين شبهه كه در دلش افتد آن شك و شبهه در دلش آتش افروزد، آگاه باش كه نه اين (فرمانبردار بىبصيرت أهل امانت است كه باو بگويم) و نه آن (تيز فهم نامطمئن) پس اينان آزمند و حريص در لذتها و خوشيهايند و لگام شهوت را گسيخته و بآسانى او را ميكشاند يا شيفته گرد آوردن و انباشتن (كالاى دنيا) است، و هيچ يك از اين دو گروه از نگهداران دين نيستند، نزديكترين مانند باينان، چهار پايان چرنده ميباشند، و چون چنين شد (كه براى دانش نگهدار يافت نشد) دانش و علم بمرگ نگهدارش ميميرد (و از بين ميرود).
بار خدايا! چرا (اين گونه نيست كه يكسره از ميان برود بلكه) زمين خالى و تهى نشود از حجت