ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٦ - فصل(٢٥) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست آن حضرت
بدست همتاى كريمى، اشكم هرگز خشك نشود اگر براى او اشك بريزم پس از شنيدن اين خبر، (او كسى بود كه) پهلوانان را كشت، و بجنگ دلاوران رفت، و مرگ او هم بدست همتاى بزرگوار و كريمى از قوم و قبيله خود او بود، اى بنى عامر تاكنون بهتر از اين سرافرازى و افتخار نشنيدهام. سپس اين دو شعر را) انشاء كرد (كه ترجمهاش چنين است): ١- اگر كشنده عمرو جز اين كشنده (يعنى على ٧) بود تا ابد بر او ميگريستم.
٢- ولى كشنده عمرو كسى است كه بواسطه كشتن او عيبى بر عمرو نيست، آن كس كه پيش از اين «بيضة البلد» (يعنى يگانه مرد شهر) ناميده ميشد.
و نيز همان خواهر عمرو در كشته شدن برادرش و در باره على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه (اين اشعار را) گويد (كه ترجمهاش چنين است):
١- دو شير دلاور بودند كه در تنگناى معركه جنگ بيكديگر حملهور شدند، و هر دو همتايان بزرگوار و دليرى بودند.
و هر دوى آنها (كسانى بودند كه) در ميدان نبرد با نيرنگ و با جنگ دل جانها را ربودند.
٣- و هر دوى آنها براى كوبيدن و جنگيدن آماده و حاضر شدند و هيچ سرگرمكننده نتوانست آن دو را باز گرداند.
٤- اى على برو كه تاكنون بكسى مانند او دست نيافته بودى، و اين (كه ميگويم) سخنى است پا بر جا و درست كه در آن زورى نيست.
٥- و خون او نزد من است و اى كاش من انتقام آن را هنگامى كه خرد من كامل است ميگرفتم.