ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤١ - فصل(٧٥) جنگ آن حضرت با جنيان و كلامى از مؤلف در اين باره
خدا سر راه تو آيند و انديشه آزار تو را دارند پس بوسيله آن نيروئى كه خداى عز و جل بتو داده است ايشان را دفع نموده، و بنامهاى ويژه خداوند كه تو را بدان نامها و دانش آن مخصوص داشته از شر آنان براى خود پناه گير، و صد تن را نيز از گروههاى مختلف بهمراه او فرستاده بآنان فرمود: همراه على باشيد و دستورات او را پيروى نمائيد، پس امير المؤمنين ٧ بسوى آن دره رهسپار شده همين كه بكنار آنجا رسيد بآن صد نفرى كه همراهش بودند دستور داد همان جا بايستند و هيچ كارى نكنند تا او بدانها دستور دهد، سپس گام جلو نهاده و جلوى آنها آمده در كنارى ايستاده و از شر دشمنان خود بخدا پناه برد و نام خداى عز و جل را بر زبان جارى كرد و بآن گروه اشاره فرمود كه نزديك او روند، آنان نزديك شدند و فاصله ميان او و ايشان باندازه يك تير پرتاب بود (كه بنا بگفته برخى دويست گام است) سپس همين كه سرازير بآن دره شد باد تندى وزيد كه نزديك بود بواسطه تندى آن باد آن گروه برو درآيند و گامهاى آنان از هراس دشمن و آنچه ديدند بر زمين لرزيد، امير المؤمنين ٧ فرياد زد: منم على بن ابى طالب بن عبد المطلب وصى رسول خدا ٦ و پسر عموى، او پا بر جا باشيد! پس آن مردم اشخاصى را بقيافه و شكل مردمان هند و سودان ديدند كه بنظر ميرسيد شعلههائى از آتش در دستهاى خود دارند و در گوشه و كنار آن دره پنهان شدهاند، پس امير المؤمنين ٧ يك تنه بميان دره رفت و همچنان قرآن ميخواند و شمشير خود را براست و چپ حركت ميداد، و آن اشخاص را ديدند كه بجاى نمانده و مانند دود سياهى از ميان رفتند و امير المؤمنين تكبير گفته از همان جاى دره كه فرود شده بود بالا آمد و بكنار آن گروه كه همراهش رفته بودند