ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١١ - فصل(٥٩) گرفتارى فرزندان و اولاد آن حضرت
گفت: آن مرد ديگر على بن ابى طالب ٧ بود، و مادر ما (عايشه ام المؤمنين) تا آنجا كه ميتوانست نام او را بنيكى ياد نميكرد.
و روش زمامداران ستمگر اين بود كه هر كه نام على ٧ را بنيكى ياد ميكرد او را با تازيانه ميزدند، بلكه در اين راه گردن ميزدند، و مردم را ببيزارى جستن از او وادار ميكردند، و در باره كسى كه براى او چنين پيش آيد عادت بر اين جارى شده كه هيچ نام نيكى از او بجاى نماند تا چه رسد باينكه فضائل او نقل شود، و اين همه مناقب در بارهاش روايت شود، يا نشانه در حقانيت او بر جاى ماند، و همين كه اين فضائل از او آشكار شده و مناقب او عالمگير گشته و چنانچه گفته شد در ميان شيعه و سنى شايع شده و دوست و دشمن در نقل آن مسخر گشتهاند بهم خوردن عادت را در باره او ثابت كند، و راه برهان را بوسيله اين نشانه روشن بما آشكار نمايد.
[فصل (٥٩) گرفتارى فرزندان و اولاد آن حضرت]
و از نشانههاى خداوند در آن حضرت ٧ اين بود كه هيچ كس در باره فرزندان خود همانند آن حضرت دچار و گرفتار نشد، زيرا شنيده نشده كه هيچ گروهى از فرزندان پيغمبر يا امام يا پادشاه زمانى از نيكوكار و بدكردار گرفتار ترس و هراس شود مانند آن ترس و هراسى كه فرزندان امير المؤمنين ٧ دچار شدند و بهيچ كس اين اندازه بلا و اندوه نرسيد كه بآنان رسيد چه اينكه آنان را كشتند يا از شهر و ديارشان آواره نمودند يا بترس و هراسى دچار ساختند، و بهيچ طائفه و دسته از مردم اين همه انواع شكنجه و زجر وارد نگشت كه باين دسته رسيد، پس گروهى از ايشان را بطور ناگهانى و غافلگير كردن و حيله كشتند، و بسيارى از آنان