ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٠ - فصل(٤٦) سخنان آن حضرت در مقام دادخواهى از دشمنان
جلوگيرى كنند جز اينكه آواز بگريه بلند كنند و فرياد كنند: اى مسلمانان (بدادمان برسيد) و فريادرسى نبوده كه آنان را فريادرسى كند، و ياورى نبوده كه ياريشان نمايد، پس اگر مرد مؤمن از اندوه شنيدن اين جنايات بميرد (جا دارد) و نزد من چنين كسى مورد ملامت و سرزنش نيست، بلكه در پيش من چنين كسى نيكوكار و نيكرفتار است، اى بسا جاى شگفت و حيرت است از پشت بهم دادن و كمككارى اين مردم بر باطلشان، و سستى شما از (دين) حق خود، همانا شما نشانه و هدف قرار گرفتهايد كه بسوى شما تير اندازى كنند ولى شما تيرى نيندازيد، و بجنگ شما آيند ولى شما بجنگ نرويد، و (آشكارا) خدا را نافرمانى كنند و شما بدان رضايت دادهايد، دستهاى شما خاك آلوده باد (و خير و خوشى نبينيد) اى كسانى كه مانند شترانى هستيد كه ساربانش از آنها دور گشته، هر گاه از سوئى گرد آيند از سوى ديگر پراكنده شوند.
[فصل (٤٦) سخنان آن حضرت در مقام دادخواهى از دشمنان]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه در مقام دادخواهى از دشمنان خود، و آنان كه او را از حقش باز داشتند فرموده، و آن روايتى است كه عباس عبدى (بسند خود) از مردمى روايت كند كه گفتند: شنيدم از امير المؤمنين ٧ كه مىفرمود: از روزى كه خداوند محمد ٦ را (بپيغمبرى و نبوت) برانگيخت آسودگى و خوشى زندگى نديدم، و سپاس ميكنم خدا را، (يعنى بحمد للَّه خداوند تاب تحمل سختيها و رنجها را بمن داد) در خورد سالى انديشناك بودم، در بزرگى پيكار و جهاد كردم، با مشركين جنگ ميكردم و با منافقين دشمنى داشتم تا آنگاه كه خداوند جان پيغمبرش ٦ را گرفت كه مصيبت بزرگ آن روز