ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٥ - فصل(٣٧) سخنان آن حضرت پس از مراجعت به كوفه در باره خوارج
بازگرديم، و پس از اقرار دگرگون شويم، مگر اينكه (معاويه) يا ديگرى با شكستن پيمان نافرمانى خدا كند، و با گشودن عقدى كه بسته شده از كتاب خدا تجاوز كند، در آن هنگام با آن كس كه دستور خدا را واگذارده پيكار كنيد، و اما آنچه بمالك اشتر نسبت دهيد كه از دستور من سرباز زد و با دست خود در صلحنامه چيزى ننوشت و با آنچه من بدان توافق كردم راضى نيست، او چنين كسى نيست و من در باره او انديشه در خاطر ندارم، و اى كاش مانند او در ميان شما دو تن بود بلكه كاش يك تن مانند او در ميان شما بود كه رأى و تدبيرش در باره دشمن مانند رأى او بود، و (اگر چنين بود) اندوه كار شما بر من آسان ميشد و اميد آن داشتم كه برخى از كجىهاى شما اصلاح گردد (و براستى گرايد) و من در نخست شما را از آنچه اكنون انجام دهيد باز داشتم ولى شما نپذيرفته نافرمانى من كرديد، پس من و شما مانند آن كس هستيم كه برادر قبيله هوازن گفته است:
و من نيستم مگر از قبيله غزيه كه اگر آن قبيله گمراه شود من نيز گمراه شدهام و اگر هدايت شود غزيه من نيز هدايت شوم (حال من و شما چنين شده كه من پيرو شما گشته و بناچار تن بخواسته شما دادم).
[فصل (٣٧) سخنان آن حضرت پس از مراجعت به كوفه در باره خوارج]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه هنگامى كه بكوفه بازگشت در پشت كوفه پيش از وارد شدن بشهر اين سخنان را بخوارج فرمود، و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر محمد ٦ پيمبر گراميش چنين گفت بار خدايا اين جايگاهى است كه هر كه در آن بسعادت و رستگارى رسد بهتر از رستگارى در روز رستاخيز است، و هر كه در آن آلوده به پليدى شود يا گناه كند آن كس در روز جزا نابينا است و در راه خود گمراهترين مردمان است، شما را بخدا سوگند دهم آيا ميدانيد آن زمان كه ايشان قرآنها را بر نيزه كردند شما گفتيد: