ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢٥ - فصل(٤) سخنانى در باره بدعتگذاران در دين
در گفتارى كه آغازش سپاس خداوند و درود بر پيامبر گراميش ٦ ميباشد سپس فرمايد:
ذمه من گرو سخنانى است كه ميگويم و درستى آن را ضمانت ميكنم: همانا كشت و زراعت مردمى كه بر پايه تقوى و پرهيزكارى باشد خشك و زرد نشود، و ريشه آن تشنه و بىآب نماند، و تمامى خير و نيكى در كسى است كه اندازه و قدر خود را بشناسد، و در نادانى مرد همين بس كه قدر خود را نشناسد، و همانا دشمنترين مردمان نزد خداى تعالى مردى است كه خداوند او را بخود واگذارد و از راه راست بيكسو منحرف شود، بسخن تازه در آمد خوشنود و در روزه و نمازش شيفته آن گردد، چنين كسى براى آنان كه فريفته گفتارش شوند فتنه (و ميزان آزمايش) است، و از آن هدايت كه مردم پيش از او رفتهاند گمراه شده و آنان كه پيرويش كنند گمراه كند، بار بر خطاها و گناهان ديگران بوده و در گرو خطاى خويش است، نادانيها را از اين سو و آن سو در ميان نادانان كور دل در خود گرد آورده، و در تاريكيهاى فتنه و فساد از همه جا بيخبر، و از راهبر شدن و هدايت كور شده است، آنان كه همانند انسانند (و بصورت آدمى هستند) چنين كسى را عالم و دانشمند مىخوانند در صورتى كه يك روز را در تحصيل آن بسر نبرده، صبح كرد هر روز و در پى زياد كردن چيزى بود كه كم آن بهتر از بسيار است، تا اينكه بدان رسيد و سيراب گرديد از آن آب مانده گنديده، و بيهوده زياده روى كرد (يا از چيزهاى بيهوده خود را انباشته كرد) براى قضاوت مردم نشسته (و خود را مهيا كرده) و ضمانت بيان نمودن چيزى را كند كه بر غير او پوشيده و مشتبه باشد، اگر در حكم دادن با گذشتگان مخالفت كند اطمينان ندارد كه آيندگان پس از او حكمش را نشكنند (و بر خلاف آن حكم نكنند) چنانچه او نسبت بگذشتگان انجام داد، و اگر يكى از مسائل مشكله باو عرضه شود براى پاسخ بآن پرسش، سخنان بىمعنى و بيهوده از روى رأى خود تهيه كند سپس بهمان سخنان (بيهوده و بىمعنى) كه گفته يقين حاصل كند، چنين كسى بواسطه پوشيده ماندن حقائق (بر او) و مشتبهات (و افتادن