ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٨ - فصل(٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم
پيغمبر ٦ و معجزه اوست كه دلالت بر پيغمبرى او كند، مگر نبينى كه چگونه نصرانيان اقرار بنبوت آن حضرت ٦ كردند، و چگونه رسول خدا ٦ يقين بسرپيچى كردن ايشان از مباهله داشت، و آنان نيز ميدانستند كه اگر با او مباهله كنند عذاب بر آنها نازل خواهد شد، و آن حضرت ٦ نيز اطمينان كامل داشت كه بر آنان ظفر خواهد جست و در مقام احتجاج و دليل آوردن آنان را شكست خواهد داد، و خداى تعالى در آيه مباهله حكم فرمود كه على ٧ جان پيغمبر ٦ است، و از حكمى كه فرموده روشن گردد كه على ٧ بآخرين درجه فضيلت رسيده، و با پيغمبر ٦ در كمال و مقام عصمت از گناهان مساوى و همدوش است، و همانا خداى تعالى او و همسرش و دو فرزندش را با خردساليشان براى پيغمبر ٦ حجتى واضح، و براى دين او برهانى روشن قرار داد، و باين مطلب تصريح فرمود: كه حسن و حسين فرزندان اويند و روشن گردد كه مقصود از زنان كه خطاب بآنان متوجه شده فاطمه عليها السّلام است كه رسول خدا ٦ در مقام مباهله و احتجاج او را خواند، و اينها كه گفته شد فضيلتى است (براى اين خاندان) كه هيچ يك از امت در اين فضيلت شريك آنان نگشت، و كسى هماورد و همانند آنان نشد، و اين نيز بفضيلتهاى گذشته امير المؤمنين ٧ كه بيان داشتيم پيوست شود.
[فصل (٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم]
و از داستانهائى كه بدنبال داستان نجرانيان پيش آمد و از فضائل اختصاصى امير المؤمنين ٧ آگاهى دهد، و او را از همه بندگان ممتاز كند داستان حجة الوداع (و آخرين سفرى كه رسول خدا ٦ براى انجام فريضه حج بخانه خدا رفت) بود، و جرياناتى كه در اين سفر پيش آمد، و براى امير المؤمنين ٧