ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٩ - فصل(٤٥) نتيجه فصل سابق
نيز او را تحريك كرد).
پس بريدة بر پيغمبر ٦ وارد شده و نامه خالد را كه در باره فرستادن بريدة نوشته بود بآن حضرت داد، پس رسول خدا ٦ شروع بخواندن كرد و هر چه ميخواند رنگ رخساره آن حضرت دگرگون ميشد بريدة (براى اينكه مأموريت خود را كه از طرف خالد بن وليد و عمر داشت انجام دهد) عرضكرد: اى رسول خدا اگر شما در چنين كارى (كه على كرده است) رخصت دهيد (و آن را ناديده بگيريد) غنيمت و بهره مسلمانان دستخوش هوى و هوس شود (و هر كس بخواهد پيش از آنكه سهم ديگران داده شود براى خود چيزى بردارد)؟ پيغمبر ٦ فرمود: واى بر تو اى بريدة منافق شدى و در دين خودت نفاق ورزيدى همانا براى على بن ابى طالب از غنيمت حلال است آنچه براى من حلال است (يعنى همچنان كه من اختيار دارم غنيمتها را بهر كه خواهم دهم و بهر مصرفى بخواهم برسانم على نيز اين گونه است) على بن ابى طالب بهترين مردمان است از براى تو و قوم تو، و بهترين كسى است كه پس از خود براى همه امت بجانشينى ميگذارم، اى بريدة بپرهيز و بترس از اينكه على را دشمن بدارى كه خدايت دشمن بدارد، بريدة گويد: در آن حال آرزو كردم كه زمين دهان باز كند و مرا در خود فرو برد، عرضكردم: پناه بخدا ميبرم از خشم و قهر خدا و خشم رسول خدا، اى رسول خدا براى من از خدا آمرزش بخواه و من از اين پس هرگز على را دشمن نخواهم داشت، و در باره او جز نيكى سخنى نخواهم گفت. پس پيغمبر ٦ براى او از خدا آمرزش خواست.
[فصل (٤٥) نتيجه فصل سابق]
و در اين جنگ براى على ٧ فضيلت و منقبتى بود كه براى هيچ كس جز او بمانند آن نبوده است و پيروزى اين جنگ تنها بدست تواناى او بود، و برترى او از ديگران و شريك بودنش با رسول خدا ٦