ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٨ - فصل(٤٤) رفتن على ع به جنگ عمرو بن معديكرب
سلامة بود و گروهى ديگر از زنان ايشان اسير گشتند، و أمير المؤمنين ٧ از آنجا بسوى مدينه بازگشت و بجاى خود خالد بن سعيد را در ميان قبيله بنى زبيد نهاد تا زكاتهاى آنها را بگيرد، و بهر كس از گريختگان كه بازگردد و اسلام آورد امان بدهد، پس عمرو بن معديكرب بازگشت. و رخصت دخول از خالد بن سعيد گرفت و همين كه اجازه گرفته بر او وارد شد بدين اسلام بازگشت و در باره برگرداندن زن و فرزندان خود كه در ميان اسيران بودند با خالد سخن گفت، خالد آنان را باو بخشيد، و در آن هنگام كه عمرو بدر خانه خالد بن سعيد ايستاده بود (كه رخصت ورود بگيرد) شترهائى را ديد كه در آنجا نحر كردهاند، پس عمرو دست و پاى آن شتران را گرد آورده همه را با يك ضربت شمشيرى كه داشت قلم كرده بريد، و آن شمشير را صمصامه ميگفتند، و چون خالد بن سعيد زن و فرزندان او را باو بازگرداند، عمرو نيز (در عوض) آن شمشير را بخالد بن سعيد بخشيد.
و أمير المؤمنين ٧ از ميان زنان اسير كنيزكى را بخود اختصاص داد. خالد بن وليد (كه از بركنارى خود از فرماندهى لشكر ناراحت بود، و از سرزنش و دستور نگهدارى آن حضرت گرفته خاطر شده بود، و در پى فرصتى ميگشت كه خرده بر كارهاى أمير المؤمنين ٧ بگيرد) بريده اسلمى را بنزد پيغمبر ٦ فرستاد و باو گفت: جلوتر از سپاهيان بمدينه برو و آن حضرت را از كردار على آگاه كن و بگو: كه على از خمس كنيزكى را براى خود اختيار كرده و هر چه توانى پشت سر او بدگوئى كن، بريدة بيامد تا بدر خانه رسول خدا ٦ رسيد، عمر او را ديدار كرد از جريان جنگ پرسيد و سبب اينكه او چرا جلوتر از ديگران بشهر مدينه آمده است، پس بريده عمر را آگاه ساخت كه آمده تا در باره على نزد پيغمبر ٦ بدگوئى كند، و جريان انتخاب آن كنيزك را از خمس براى خودش بگوش عمر رسانيد، عمر گفت: بدنبال آن برو، زيرا پيغمبر ٦ از اين كارى كه على كرده است بخاطر دخترش (فاطمه) خشمگين خواهد شد (و با اين سخنان عمر