فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٧٤ - شيعه
امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را بر شما پسنديدم، حديث غدير را دليل جانشينى على (ع) مىدانند [١].
مقارن رحلت رسول خدا (ص) هنگامى كه على (ع) و ابن عباس مشغول غسل دادن جسد و كفن و دفن آن حضرت بودند. انصار يا مسلمانان مدينه در زير سقفى كه آن را «سقيفه بنى ساعده» مىگفتند گرد آمدند و خواستار امارت سعد بن عباده خزرجى شدند، سپس ابو بكر و عمر با ابو عبيده جراح و گروهى از مهاجران به «سقيفه» رفتند.
ابو بكر برخاست و گفت: اى انصار همين مهاجران بودند كه پيش از شما به دين اسلام در آمدند و براى فرونشاندن اختلاف اين حديث را از پيغمبر (ص) روايت كرد كه فرمود: «الائمه من قريش» يا «الخليفه من قريش» يعنى امامان و جانشين رسول خدا (ص) بايد از قريش باشند.
بر اثر حسن عقيدتى كه مهاجر و انصار به رسول خدا (ص) داشتند بدون آن كه در صحت و سقم اين سخن تحقيقى كرده باشند آن را پذيرفتند و ابو بكر را كه پدر زن رسول خدا (ص) بود به خلافت برداشتند.
در اين هنگام مسلمانان به چهار دسته شده بودند، گروهى كثير طرفدار بيعت با ابو بكر بودند، دستهاى از انصار از امارت سعد بن عباده حمايت مىكردند و عدّهاى قليل از بنى هاشم و انصار طرفدار خلافت على (ع) بودند و گروه چهارم عثمان و بنى اميه بودند كه هنوز در امر خلافت ترديد داشتند و نمىدانستند كه به كدام دسته روى آورند.
بنى هاشم و چند تن از انصار در خانۀ على (ع) و فاطمه (س) جمع شدند و از بيعت با ابو بكر خوددارى كردند و مىخواستند على (ع) را به امامت برگزينند.
به قول ابن قتيبه: حضرت على (ع) به نزد ابو بكر آمد و گفت كه: من به اين امر از شما سزاوارترم و بر شماست كه با من بيعت كنيد و در اين مورد به من ستم روا داشتهايد.
ابو بكر گفت: اى على (ع) تو هيچگاه از خلافت دور نيستى و نوبت تو فرا خواهد رسيد.
حضرت على (ع) از بيم شكاف در بين مسلمانان قصد بيعت داشت ولى حضرت
[١] -علماى اهل سنت در معنى مولى (كه به عقيدۀ شيعه به معنى صاحب ولايت و ذى تصرف است) تصرّف مىكنند و آن را به معنى محب ( دوستدارنده) يا معانى ديگر مولى گرفتهاند ولى شيعه علاوه بر اشكالاتى كه در آن معانى است، قرينۀ مقاميه را (كه پيغمبر مردم را در غدير و گرماى روز نگهداشته و اين خطبه را انشاء فرموده است) دليل معنى اعلام ولايت گرفتهاند.