فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٤٥ - نظاميّه
آسمان است و در آفتاب جاى دارد و شمس همان محمد (ص) است از اين جهت ايشان را «شمسيه» ناميدند.
٣-كلازيه يا قمريه كه معتقد بودند على (ع) در ماه ساكن است و هرگاه آدمى شرابى صاف بنوشد به ماه نزديك مىشود و پيشواى اين طايفه محمد بن كلازى بود.
٤-غيبيه گفتند: خداوند تجلى كرد و سپس پنهان شد و اكنون زمان غيبت است و آن غايب على (ع) است و ايشان مانند اسماعيليه خداوند را مجرد از صفات دانند-: علويه.
ملل و نحل، شهرستانى، ص ١٥٤-١٦٩.
مذاهب الاسلاميين، ج ٢، ص ٦٢-٤٢٥- ٤٥٩-٤٦٠-٤٧٤-٤٩٥.
اسلام در ايران، ص ٣٢١-٣٢٦.
سوسن السليمان، ص ٢٣١-٢٤٦.
نضريه
از فرق سبائيه بودند.
مشارق الانوار، ص ٢١١.
نظاميّه
از فرق معروف «معتزله» پيرو ابو اسحاق ابراهيم بن سيار بن هانى نظّام (در گذشته در ٢٣١ ه) بودند.
وى خواهرزادۀ و شاگرد ابو الهذيل علاّف بود و مذهب اعتزال را از او فرا گرفت.
جاحظ كه يكى از شاگردان او بود وى را چنين توصيف مىكند: نظّام بسيار دانا و كنجكاو و درست گفتار و كم خطا و ليكن در اصلى كه زير سنجش قرار مىداد كم ثبات بود و بر روى ظن و گمان مىسنجيد و در حفظ اسرار نمىكوشيد از اينرو مردم او را سست رأى و يا زنديق مىخواندند.
بيشتر گفتارش از موضوعات فلسفه بر اساس عقايد امبذقلس و انكساغورس از فلاسفۀ يونان بود.
عبد القاهر بغدادى مىنويسد: نظّام به روزگار جوانى با گروهى از «ثنويه» و «سمنيه» كه قايل به تكافوى ادلّه بودند آميزش كرد و در پيرى با دستهاى از فلاسفۀ بىدين بياميخت و سپس با هشام بن حكم رافضى آميزش كرد و از او و فيلسوفان ديگر گفتار خويش را در ابطال جزء لا يتجزى فرا گرفت و سپس قول خود را بر طفره استوار ساخت و سخن ديگر خود را در اين كه كنندۀ داد بر بيداد توانا نتواند بود از ثنويه بياموخت و گفتار خود را در پيرامون جسم بودن رنگها و مزهها از هشام بن الحكم فرا گرفت.
او سخن برهمنان را در برانداختن پيغمبريها پسنديد ولى از بيم شمشير مسلمانان جرأت گفتن آن را نكرد و اعجاز قرآن را از نظر نظم و پيوستگى عبارات آن منكر گشت و معجزات پيغمبر (ص) را يكسره انكار كرد.
وى احكام شريعت و فروع آن را بار