فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٥١ - حربيه
الْأَرْضِ وَ لاٰ طٰائِرٍ يَطِيرُ بِجَنٰاحَيْهِ إِلاّٰ أُمَمٌ أَمْثٰالُكُمْ. . .» انعام/٣٨. يعنى: هيچ جنبندهاى در زمين و هيچ پرندهاى در آسمان نيست مگر اين كه امتى مانند شما هستند.
او قايل به تناسخ شده گفت كه: خداوند در آغاز مخلوق را به يك ضربه در بهشت بيافريد و سپس آنان را به معصيتى كه آدم كرد از بهشت خارج ساخت. -خابطيه.
ملل و نحل، بغدادى، ص ١١٣،١١٤.
حدّيه
ايشان گروهى هستند كه پندارند خداوند را حدى است، و حال آن كه ذات او محدود نيست.
آنان عرش را جايگاه و مستقر او دانند و آيۀ: «الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ طه/٥، را به ميل و هوس خود تفسير كنند.
الفرق المفترقة، ص ٧٧.
حربيه
از فرق «كيسانيه» اند و هواخواه امامت عبد اللّه بن عمرو بن حرب كندى بودند.
آنان گفتند كه: ابو هاشم عبد اللّه بن محمد بن حنفيه وى را جانشين خود ساخت و معتقد به حلول روح ابو هاشم در عبد اللّه بن عمرو بن حرب شدند.
اين طايفه بعد از وقوف بر دروغ بودن ادعاى عبد اللّه بن عمرو بن حرب از او بازگشتند و به عبد اللّه بن معاويه گرويدند.
ايشان مانند بيانيه مىگفتند كه: روح خداوند «حلول» در تن انبياء و ائمه مىكرد، تا اين كه منتهى به ابو هاشم عبد اللّه بن محمد بن حنفيه شد.
ابن حزم اندلسى مىنويسد كه: عبد اللّه بن عمرو بن حرب كندى كوفى قايل به «تناسخ ارواح» بود و بر پيروان خود نوزده نماز در شب و روز واجب كرد و هر نماز او پانزده ركعت داشت، تا اين كه مردى از متكلّمان صفريه كه از خوارج بودند با وى مناظره كرد و او را قانع كرد كه سخنان او بيهوده است، پس عبد اللّه از آنچه را كه مىگفت تبرى جست و اصحاب خود را نيز از توبه خويش آگاه كرد. سپس جميع يارانش كه او را مىپرستيدند از وى تبرى جسته و از او بازگشتند و قايل به امامت عبد اللّه بن معاويه بن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب شدند.
امّا عبد اللّه بن عمرو بن حرب همچنان بر دين اسلام و مذهب صفريه باقى ماند، تا اين كه درگذشت. طايفهاى كه امروز معروف به حربيه هستند همان سبائيهاند كه قايل به الوهيت حضرت على (ع) مىباشند.
مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ٢١-٢٢.
الحور العين، ص ١٦٠.
كتاب الفصل فى الاهواء و النحل، ج ٤، ص ١٤٣.