فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٩٠ - خياطيه
مر دوست را نترساند.
الفرقه المفرقة عراقى، ص ٦٩.
هفتاد و سه ملت، ص ٢٨.
دبستان المذاهب، ص ٩٣.
رساله معرفة المذاهب، ص ١١.
خياطيه
از فرق «معتزله» و پيرو ابو الحسين خياطند كه نام او عبد الرحيم بن محمد بن عثمان مكنى به ابو الحسين بود.
وى در سال ٣٠٠ هجرى درگذشت و از سران معتزله و مردى فقيه بود، وى صاحب كتاب «الانتصار» در رد ابن راوندى است كه با حواشى دكتر ينبرگ سوئدى در سال ١٩٢٥ در قاهره به طبع رسيده است.
بغدادى مىنويسد كه: ابو الحسين استاد كعبى بود و با بيشتر قدريه در گفتارهايشان انباز گشت ولى سخنى آورد كه پيش از او كسى آن سخن نگفته بود و آن گفتار او دربارۀ معدوم است.
بايد دانست كه معتزله در نهادن نام چيز بر «معدوم» اختلاف كردهاند. بعضى گويند: نبايد «معدوم» را معلوم مذكور دانست و شيء و ذات و جوهر و عرض بودن آن درست نيست.
ابو الحسين خياط از ديگر معتزلان جدايى گزيده گفت: جسم در حال «عدم» جسم است زيرا كه در حال «حدوث» جسم باشد و جايز نيست «معدوم» را متحرك دانيم.
وى گفت هر وصفى كه در حال حدوث جايز باشد در حال عدم نيز ثابت است.
خياطيه را براى زياده روى در توصيف معدوم و دادن صفت موجود بدانها «معدوميه» گويند.
ابو الحسين حجت بودن اخبار آحاد را نيز انكار مىكرد و كعبى در كتابى كه در پيرامون حجيت «خبر واحد» نوشته او را كافر شمرده است.
ابن المرتضى او را در طبقه هشتم از معتزله آورده و گويد: ابو الحسين استاد ابو القاسم بلخى عبد اللّه بن احمد بود و حافظهاى شگرفت داشت و اقوال كلامى اكثر متكلمين را به خاطر سپرده بود.
الفرق بين الفرق، ص ١٠٧ و ١٠٨.
ملل و نحل شهرستانى، ص ٧٣.
المنيه و الامل، ص ١٧٤ و ١٧٥.