فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٥٤ - اشاعره
Ivanow,W. AGuidetoIsmaili Literature,landon١٩٣٣.
Brie Fsurvey oF the Evolution OFIsmailism,Brill١٩٥٢.
PioFolipani,Ummu'l-kitab, Napoli١٩٦٦.
Encycloped iedeL'Islam) N. C( ,tomeIV,P٢٠٦-٢١٥Article parW. Madelung.
اسواريه
«اسواريه» از فرقههاى كلامى پيرو على اسوارى بودند كه نخست از ياران ابو الهذيل به شمار مىرفت و سپس به كيش نظّام در آمد.
او مىگفت: خداوند مىداند كه اگر وجود نداشته باشد عدم وجودش براى او مقدور نيست.
و نيز مىگفت كه: خداوند قادر بر آنچه را كه مىداند نيست و آن را انجام نتواند داد، زيرا وى قادر بر ظلم و دروغ نيست.
ابن المرتضى مىنويسد: اسوارى از جهت فقر و فاقه به بغداد آمد و «نظّام» را ملاقات كرد، وى به او هزار دينار داد و گفت: زود به شهر خود بازگرد زيرا مىترسيد كه اسوارى بر او برترى جويد.
الفرق بين الفرق، ص ٩١.
طبقات المعتزله، ص ٧٢.
الملل و النحل، بغدادى، ص ١٠٢.
اشاعره
اشاعره پيروان مكتب كلامى ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى هستند كه (در سال ٢٦٠ ه) در بصرة تولّد يافت و در ٣٢٤ هجرى در بغداد درگذشت. وى از نوادگان ابو موسى اشعرى از اصحاب رسول خداست، او تا چهل سالگى در محضر استاد خود ابو على جبايى به آموختن اصول و روش استدلال «معتزله» مىپرداخت، سرانجام بر استاد خود اعتراض كرد. روزى در مسأله «صلاح» و «اصلح» با وى خلاف جست، و از استاد خود جدا گشت و با اين كه جبايى شوهر مادرش نيز بود، او را ترك كرد، و در مسجد بصره از طريقه «معتزله» آشكارا كناره گرفت (٣٠٠ ه) و آن مسأله چنين بود: ابو الحسن اشعرى از استاد خود پرسيد، چه گوئى درباره سه برادر كه بمردند، يكى از ايشان مطيع و فرمانبردار، و ديگرى عاصى و گناهكار و سومى خردسال و كودك بود؟
جبائى گفت: برادر نخستين به بهشت مىرود، و دومى به دوزخ مىافتد، و سومى نه ثواب بيند و نه عقاب.
اشعرى گفت: اگر سومى كه خردسال و كودك بود، به خدا اعتراض كند، كه چرا مرا باقى نگذاشتى، و عمر دراز ندادى تا بالغ شوم، و اطاعت از فرمان تو كنم و به بهشت اندر آيم، چه جواب دهد؟
جبائى گفت: خدا مىگويد، كه من از