فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٣٣ - ميمونيه
سواد الاعظم، ص ١٧٦.
ميسريه
پيروان مردى به نام ابو ميسر بودند و گفتند: پيامبرى امرى مكتسب است و هر كس به نهايت صلاح و پاكى برسد به مقام نبوت و رسالت نايل آيد.
التواريخ و الفرق، نسخۀ خطى.
ميليه
آنان منكر شفاعت بودند و آن را نوعى ميل مىدانستند و گفتند: در روز قيامت ميل وجود ندارد زيرا خداوند فرمود:
«. . . وَ اخْشَوْا يَوْماً لاٰ يَجْزِي وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ. . .» لقمان/٣٣.
يعنى به ترسيد از روزى كه پدر از جانب پسر جزا داده نشود.
همچنين فرمايد: «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ، وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ.» عبس/٣٤،٣٥.
يعنى روزى كه مرد از برادرش و مادرش و پدرش مىگريزد.
در ترجمۀ «السواد الاعظم» آمده كه: ميليان قومى از «جهميه» اند و منكرترند مر صفات خداى را عزّ و جلّ و بدان صفتى كه حق تعالى خود را وصف كرد در قرآن و كتاب ديگر مقرّ نيايند.
سواد الاعظم، ص ١٨٣.
الفرق المفترقه، ص ٩٢.
ميمونيه
از فرق خوارج و پيرو مردى از «عجارده» به نام ميمون بودند.
ميمون ابتدا مذهب «عجارده» داشت پس از آن دربارۀ اراده و قدر و استطاعت با آنان خلاف جست و قايل به قول قدريان معتزلى گرديد.
وى پنداشت كه: كودكان مشركان در بهشتند و على (ع) و طلحه و زبير و عايشه و عثمان و مرتكبان گناه كبيره را كافر شمرد.
او مانند مجوسان زناشويى جد را با دختر پسر و دختر پسر برادر و خواهر روا دانست و گفت: خداى تعالى زناشويى زنانى را كه از راه نسب حرام فرموده اينان هستند:
مادران-دختران-خواهران- عمهها-خالهها و دختران برادران و دختران خواهر و دختر پسر و دختر دختر و دختر فرزندان برادر و دختر فرزندان خواهر را نفرموده است.
كرابيسى آورده كه: ميمونيه از «خوارج» بودند و مانند «عجارده» سورۀ يوسف را از قرآن نمىدانند.
ابو عثمان عراقى گويد: «ميمونيه» نكاح با جدات و دختران اولاد را جايز دانند و گويند: حرمت ايشان به نص كتاب ثابت نشده است.
همچنين گويند: جايز نيست گيتى