فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٤٠ - عوفيه
كشتن او داد. وى در هنگام مرگ گفت مرا نخواهيد كشت زيرا چهار هزار حديث جعل كردم كه با آنها حلالها را حرام و حرامها را حلال كردم.
ابن جوزى مىنويسد: عبد الكريم بن ابى العوجاء پسر زن حمّاد بن سلمه بود و در ١٦٠ هجرى در زمان مهدى خليفه كشته شد.
بغدادى مىنويسد: ابن ابى العوجاء نخست در نهان به كيش مانوى ثنوى بود، دوم آن كه در «تناسخ» سخن گفت.
سوم آن كه-در امامت به «رافضيان» گرايش داشت.
چهارم آن كه-در تعديل و تجويز قايل به «قدر» بود. [١]
الفرق بين الفرق، ص ١٦٣.
ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ١٤٤.
الكنى و الالقاب، ج ١، ص ١٩٢-١٩٣.
عوضيه
گويند كه روا نيست كسى به بهشت اندر آيد مگر اين كه پيش از آن طاعتى با تحمل مشقت كرده باشد.
آنان گويند: كودكى كه در هنگام ولادت بميرد، سختى مرگ در حق او سبب عوض دادن بهشت به وى مىگردد و گويند: بهشت و دوزخ در روز رستاخيز آفريده شوند.
ايشان منكر شفاعت و ميزانند، زيرا اعمال بندگان بر خداوند معلوم است و چيزى پنهان نيست كه محتاج به ميزان و سنجش باشد.
شفاعت هم جايز نيست زيرا تغيير تقدير خداوند است.
الفرق المفترقه، ص ٥١-٥٢.
عوفيه
فرقهاى از «بيهسيه» خوارج بودند و بر دو گروه شدند: گروهى گفتند: هر كس از دار هجرت و ميدان جهاد بازگردد و دست از جنگ بكشد ما از او بيزارى جوئيم.
گروهى ديگر گفتند: ما از ايشان بيزارى نجوئيم زيرا ايشان از امرى كه بر آنان روا بوده است بازگشتند.
هر دو گروه گفتند: هرگاه پيشوا كافر شود رعيت نيز آشكار و پنهان، كفر ورزند.
عوفيه گفتند: مستى كفر است ولى شهادت به كفر مست، نمىدادند مگر اين كه گناه ديگر مانند ترك نماز و غيره با آن ضميمه گردد.
[١] -حساب جمل كه جمعى از اصحاب حديث فريقين (شيعه و اهل سنت) بدان قايل بودند منسوب به عبد اللّه بن مسعود صحابى رسول اكرم بود و در رد اين مقوله روايات بسيارى از ائمه شيعه رسيده است كه مىتوان قسمتى را در شرح جمل العلم ابن براج (ص ١٦٧ چاپ دانشگاه مشهد) ملاحظه نمود.