فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٢٤ - تناسخيه
بنى شيبان آزاد كرد و جدّ وى سنسن در روم، راهب بود.
وى برادرانى داشت كه يكى از ايشان حمران نحوى و دو ديگر بكير بن اعين و عبد الملك بن اعين بودند.
مامقانى مىنويسد: از احاديثى كه از او روايت مىكنند معلوم مىشود كه اخبار او سخت ضعيف السند است.
از اخبار وارده در ذمّ او آن است كه پس از وفات حضرت صادق (ع) زراره پسرش عبيد را به مدينه فرستاد تا جانشين آن حضرت را بشناسد.
چون مرگ او فرا رسيد قرآن را در دست گرفت و گفت: هركس كه امامتش اين مصحف را ثابت كند امام من است.
گويند كه: بمرد و اعتقاد به امامت حضرت امام موسى كاظم (ع) نداشت ولى مامقانى اين خبر را رد مىكند و گويد: زراره در اصل «سنى» و از فقهاى عامّه بود و سپس به مذهب حق كه «شيعه» باشد هدايت يافت.
گويند: زراره مردى خوشصورت و فربه و سفيد بود و چون به نماز جمعه مىرفت بر سر كلاهى سياه داشت و سجاده را در پيش چشم خود پهن مىكرد و در دست او عصايى بود و مردم در دو صف ايستاده به هيأت او مىنگريستند. متكلّمان شيعه از شاگردان اويند و گويند نود سال بزيست.
رجال كشى، ص ١١٧،١٢٠.
رجال نجاشى، ص ١٢٥.
رجال، مامقانى، ص ٤٣٨.
رجال، تفرشى، ص ١٣٧.
غيبت، شيخ طوسى، ص ٦٢.
فهرست، شيخ طوسى.
تمييه
حافظ رجب البرسى مىنويسد كه: فرقۀ «سبائيه» به بيست و سه فرقه تقسيم شدند، كه از جمله ايشان تمييه هستند.
ظاهرا تمييه بايستى همان تميميه باشند.
مشارق الانوار اليقين، ص ٢١١.
تناسخيه
به قول شهرستانى «غلاة» غالبا ائمه را به خدا «تشبيه» كردهاند و خداوند را حالّ در ابدان آدميان دانند و مانند «تناسخيان» و نصارى قايل به «تجسيم» خداوند شدند.
پيروان اين عقايد در هر سرزمينى نامى بر خود نهادهاند، در اصفهان خرميّه و كودكيه و در رى مزدكيه و سنباذيه و در آذربايجان ذقوليه و بعضى از نقاط محمره يا سرخجامگان و ما وراء النهر مبيضه يا سپيدجامگان ناميده مىشوند.
«تناسخ» عبارت از اعتقاد به اين است كه روح به مجرد جدا شدن از بدن انسان، به بدن انسان ديگر «نسخ» مىشود و به بدن