فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٨١ - خصيبيه
قايل به دو اصل نور و ظلمتند.
يكى از پيامبران ايشان، شروين بن سرخاب از شاخه «كيوسيه» از آل باوند است كه ملك الجبال نام داشت.
چنان كه مىدانيم قباد پسرى به نام كيوس داشت كه مزدكى بود و او پسرى به نام باو داشت از اين جهت آن خانواده را باونديه گفتهاند و شروين پسر سرخاب از فرزندان «باو» بود و دين مزدك داشت و از پيشوايان و پيغمبران خرم دينان بشمار مىرفت از ديگر پيشوايان خرم دينان، جاويدان بن سهل بود كه استاد بابك خرم دين شمرده مىشد. -بابكيه.
مروج الذهب، ج ٣، ص ٢٢٠.
البدء و التاريخ، ج ٣، ص ١٢٢، ج ٤، ص ٢٦. و ٣٠، ج ٥، ص ١٣٤، ج ٦، ص ٩٥-١١٥، ج ١، ص ١٤٣-١٧١.
فرق الشيعة نوبختى، ص ٣٦ و ٤٧.
تلبيس ابليس، ص ١٠٥.
المقالات و الفرق، ص ٦٤ و ١٨٦.
المنية و الامل، ص ٩٨-١٠٠.
خشبيه
خشبيه يا سرخابيه [١]پيروان سرخاب طبرى از فرق زيديه بودند كه پس از مختار
بن ابى عبيد ثقفى ظهور كردند و چون سلاحى جز خشب (چوب) نداشتند از اين جهت آنان را خشبيه گفتند.
ابن تيميه در «منهاج السنة» نوشته است: چون زيد را بدار زدند گروهى از پيروان او شبها به زيارت چوبۀ دار او مىرفتند و از اين جهت ايشان را «خشبيه» خواندهاند.
اين فرقه در زمان هشام بن عبد الملك پس از شهادت زيد بن على بن حسين برخاستند و به وجه ديگر گفتهاند كه: ما با امام معصوم به شمشير جنگ كنيم و چون امام معصوم در اين عصر نمىباشد از اين جهت تا آمدن وى اسلحه ما چوب است و با آن به نبرد برخيزيم.
مفاتيح العلوم خوارزمى، ص ٢١.
بيان الاديان، ص ١٥٧.
منهاج السنة، ج ١، ص ٨.
تحفة اثنىعشريه، ص ١٥.
خصيبيه
پيروان يزيد بن خصيب بودند كه مىگفتند: خداوند جز در امير مؤمنان على (ع) و امامان بعد از او ظاهر نشود و پيغمبران را حضرت على (ع) فرستاده است و نيز گويند: امام به روح القدس تأييد مىگردد و گوشهاى او سنگين مىشود.
مشارق الانوار، ص ٢١١-٢١٢.
[١] -در «مقباس الهدايه» ص ١٤٣، نام فرقه «جاروديه» از «زيديه» را سرحوبيه منسوب به ابى الجارود زياد بن منذر سرحوب مىشمارد. بنا به نوشتۀ طوسى در «رجال» خويش وى از اصحاب حضرت باقر و صادق (ع) و در عين حال زيدى بوده است.