فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٦٧ - اماميه
افعاليه
گويند: خلق را فعلى هست و لكن قدرت نيست.
رساله معرفة المذاهب، ص ١١.
اقليّان
شايد تصحيف اعضائيان باشد كه به غلط اقليان آمده است.
سواد الاعظم، ص ١٧٦.
الهاميه
از فرق «كلامى» است. -الكلابيه
اماميه
اماميه، نام عموم فرقى است كه به امام بلا فصل حضرت على بن أبي طالب (ع) و فرزندان او معتقدند، و گويند كه: «جهان از امام تهى نتواند بود، و منتظر خروج يكى از علويانند كه در آخر الزمان ظهور كند، و جهان را پس از آن كه پر از ستم و بيداد شود، پر از عدل و داد فرمايد.»
امام از ريشه امّ به معنى قصد كردن است، و امام كسى است كه مقتدا و پيشواى ديگران باشد، قافله سالار را نيز امام گويند.
در قرآن كريم به معنى راهنما و دليل و مثل آمده است. پيشنماز را نيز امام گويند و به اين معنى نخستين امام مسلمين حضرت ختمى مرتبت بود، و پس از وى پيشواى و پيشنمازى به جانشينان او رسيد، و اين امامت را، امامت صغرى خوانند. امّا، امامت كبرى كه پيشوايى همۀ مسلمين است، به قول اهل سنت و جماعت پس از رسول خدا، خلفاى راشدين بودند، و شرط آن اوّل «عدالت» ، و دوم علمى كه به «اجتهاد» پيوندد، و سوم سلامت لسان، و چهارم سلامت حواس از آفات و عاهات، و پنجم تدبير و سياست، و ششم شجاعت و بزرگوارى و حمايت از ساحت مقدس اسلام، و هفتم از طايفه قريش بودن است. نخستين كسى كه از ميان خلفا لقب امام گرفت، عبد الملك مروان، و پس از او ابراهيم امام برادر عبد اللّه سفاح، نخستين خليفۀ عباسى بود. اين كلمه به صورت لقب در سكههاى خلفاى عباسى و خلفاى فاطمى ديده شده است. پيشوايان مذاهب اربعۀ سنت و جماعت را كه، ابو حنيفة و شافعى و مالك و ابن حنبل باشند نيز امام خوانند.
امامت در شيعه رياست عامۀ مسلمانان است در امور دين و دنيا، و آن نيابت از پيغمبر است، و عقلا واجب است كه پيغمبر براى خود جانشينى تعيين نمايد، زيرا امامت «لطف خداوند» بر بشر است، و اگر براى مردمان رئيس و پيشوائى باشد كه از او اطاعت كنند تا حق مظلوم را از ظالم بستاند و ستمگران را از بيداد و ستم بازدارد و مردم را به صلاح و سداد آورد،