فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٨٢ - مازياريه
دومة الجندل كه ابو موسى اشعرى حكم حضرت على (ع) و عمرو بن عاص حكم معاويه بود و نتيجۀ آن حكميت جز اختلاف بين مسلمين نبود زيرا پس از ناكثين يعنى عهدشكنان كه اصحاب جمل بودند و قاسطين كه بازگردندگان از حق و همان لشكريان نيمه راه آن حضرت در جنگ صفين به شمار مىرفتند.
گروه مارقين كه همان خوارج جنگ نهروان باشند به وجود آمدند.
حضرت على (ع) در نهروان با مارقين بجنگيد و هزار و هشتصد تن از آنان را بكشت (نهم صفر سال ٣٨ ه) .
اين حديث از آن حضرت دربارۀ جنگ با مخالفان آمده است:
امرت بقتال الناكثين و القاسطين و المارقين.
يعنى به جنگ با ناكثان و قاسطان و مارقان مأمور گشتم.
مارقيه را از آن جهت بدين نام خواندند كه مانند تيرى كه از كمان در مىگذرد از دين بيرون رفتند چنان كه در حديث نبوى آمده:
يخرج فى آخر الزمان قوم احداث الاسنان سفهاء الاحلام يقرءون «القرآن لا يجاوز تراقيهم يقولون نحن خير البريه؟ يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرميه» .
يعنى: در آخر الزمان جوانان كمسالى كه سفيهانند قرآن مىخوانند ولى قرآن از استخوان سينه ايشان نمىگذرد و مىگويند: ما بهترين كسانيم و آنان چنان از دين بيرون مىروند كه تير از كمان.
البدء و التاريخ، ج ٥ ص ١٣٥-٢٤٤.
الحور العين، ص ٢٠١.
الفرق المفرقه، ص ١١.
مازياريه
پيروان مازيار بن قارن و از خرمدينان بودند.
مازيار از خاندان امراى محلى قديم طبرستان بود و پدرش قارن نام داشت. وى پس از فوت پدر به دربار مأمون خليفه عباسى رفت و مسلمانى گزيد و مأمون او را محمد نام نهاد و حكمرانى قسمتى از طبرستان و رويان را به دو داد.
مازيار چون به طبرستان بازگشت عموى خويش را بكشت و تمام طبرستان را ضبط كرد و خويشتن را گيل گيلان و اسپهبد اسپهبدان، پتشخوارگر شاه نام نهاد چندى بعد، به روزگار معتصم، به سبب اختلافى كه با طاهريان يافت از فرستادن خراج طبرستان به نزد عبد اللّه بن طاهر كه طبرستان نيز در حوزۀ امارت او بود، سر فرو پيچيد. يك چند آن خراج را بىواسطه به درگاه خليفه مىفرستاد.
عاقبت به تحريك افشين كه خود با طاهريان دشمن بود و ظاهرا در ولايت خراسان طمع داشت، از فرستادن خراج