فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٦٢ - حلاّجيه
جهت متصوفه را در مقابل اهل سنت، «اهل حقيقت» گفتهاند و گويند كه: حقيقت آخرين چيزى است كه تصور ادراك امكان آن مىرود، و حقيقة الحقايق اصطلاحى است كه مراد از آن ذات خداوند است و گاهى به تعبيرى ديگر او را حضرت الجمع يا حضرت الوجود مىخوانند.
صوفيه بين «حقيقت اللّه» و «حق اللّه» فرق مىگذارند و مىگويند: حقيقت اللّه صفات او و حق اللّه ذات اوست.
دائرة المعارف الاسلاميه، ج ٨، ص ٢.
حكميه
پيروان هشام بن حكماند.
-هشاميه.
حلاّجيه
پيروان حسين بن منصور حلاّج صوفى بودند.
وى در حدود سال ٢٤٤ ه در قريه طور از قراى بيضاى فارس در هفت فرسنگى شيراز زاده شد و با پدرش منصور از بيضا، به واسط رفت و در آنجا علوم اسلامى را بياموخت و در بيست سالگى به بصره رفت و مريد صوفى آن سامان عمرو مكى شد، و به دست او خرقه تصوّف پوشيد، و در سال ٢٧٠ به مكّه سفر كرد و از آنجا به اهواز رفت و به دعوت پرداخت.
حلاّج براى دعوت به مذهب صوفيانه خود كه جنبه «حلولى» داشت به مسافرت مىپرداخت. وى در آغاز خود را رسول امام غايب و باب آن حضرت معرفى مىكرد و به همين سبب علماى علم رجال شيعه، او را از مدعيان «بابيت» شمردند.
نام او ابو المغيث حسين بن منصور حلاّج بود كه در سال ٣٠٩ هجرى كشته شد.
حلاّج پس از دعوى بابيت بر آن شد كه ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى را كه از متكلمان اماميه بود در سلك ياران خود در آورد و به تبع او هزاران شيعه امامى را كه در قول و فعل تابع او بودند به عقايد حلولى خويش معتقد سازد. بويژه آن كه جماعتى از درباريان خليفه نسبت به حلاّج حسن نظر نشان داده و جانب او را گرفتهاند.
ولى ابو سهل كه پيرى مجرّب بود، نمىتوانست ببيند كه داعى صوفى با مقالاتى تازه خود را معارض حسين بن روح نوبختى وكيل امام غايب معرفى كند.
در اين زمان چون فقه اماميه از طرف خلفا به رسميت شناخته نشده بود، شيعيان در ميان مذاهب اهل سنت، «مذهب ظاهرى» را كه مؤسس آن ابو بكر محمد بن داوود [١]اصفهانى است پذيرفته بودند.
[١] -مؤسس مذهب ظاهريه، داود بن على است كه در سال ٢٧٠ ه در كوفه وفات يافت، بنابراين محمد-