فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٦٢ - شلمغانيه
على حدوث التصحيف» در ضمن ذكر خطاى ايرانيان باستان از قول شلمغانى خطى را به نام خط عصا (كتابة العصا) نقل مىكند و گويد از بكير اقليدسى شنيدم كه گفت: از شلمغانى دربارۀ اين دو بيت پرسيدم؟
اى كتاب بالطى تعرفه
و عند ضم تبين احرفه
و النشر مما يزيل صورته
و كتبنا كلها تخالفه
يعنى: كدام خط است كه در هنگام درهم پيچيدن و درهم درنورديدن آن را مىشناسى و در هنگام باز كردن صورتش زايل مىشود و نوشتههاى ما مخالف آنست.
شلمغانى گفت: اين صفت خط عصاست و اختراع بعضى از پادشاهان ايران بوده كه رمزهايى در آن نهاده به كارگزاران ويژۀ خود در شهرها پيامهايى مىفرستادند. اين خط با مركب نوشته نمىشد بلكه آن را از پوست سفيدى مىبريدند و آن را بر عصاى پيكى يا خر بندهاى مىنهادند و آن حروف كه به صورت تسمه درآمده بود بعضى بر بعض ديگر قرار مىگرفت، پس ميخهايى طلبيده به كارگزارشان مىنوشتند و هرگاه كه مىخواستند ميخها را مىكشيدند و تسمه را از عصا جدا مىكردند و به پيك مىگفتند: چنان كه در منزلى فرود آيى خوراكت را بر آن بگذار.
كار پيك چنان بود كه وقتى نزد كارگزار مىرسيد تسمه چرمى را بر عصا مىپيچيد بطورى كه سوراخهاى تسمه بر سوراخهاى عصا قرار مىگرفت، آنگاه ميخها را در سوراخها استوار مىساخت، و عصا را نزد كسى كه نامه به او نوشته شده بود مىگذاشت.
به قول ابن اثير عزاقريه تا سال ٣٤٠ ه وجود داشتند و در آن سال به ابو محمد حسن بن محمّد مهلبى وزير معز الدوله ديلمى خبر دادند كه مردى معروف به بصرى در گذشته است و ادعا مىكرد كه: روح ابو جعفر ابو العزاقر در او حلول كرده و از وى مال بسيارى بجاى مانده است و پيروانش معتقد به الوهيت وى هستند و گفتند: روح پيغمبر در او حلول كرده است.
همچنين جوانى از ايشان ادعا مىكرد كه روح على (ع) در وى حلول كرده و زنى مدعى شد كه روح فاطمه (س) در او حلول كرده است.
معجم الادباء، ج ١، ص ٢٣٥.
معجم البلدان، ج ٣، ص ٣١٤.
الغيبه، شيخ طوسى، ص ٢٦٣.
الفرق بين الفرق، ص ١٥٩.
رجال نجاشى، ص ٢٦٨.
تنقيح المقال مامقانى، ج ٣، ص ١٥٧.
آثار الباقيه بيرونى، ص ٢١٤.
التنبيه على حدوث التصحيف، ص ٦٩-٧١.