فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٥٨ - اشاعره
كار كه كرد از راه راست بيرون نرفت.
اشاعره با اين كه اعتقاد به تجرّد خدا دارند و او را جسم ندانند، ديدن او را روا شمردهاند. آنان گويند: مراد از رؤيت خداوند، نه اين است كه صورت مرئى در چشم بيننده نقش بندد، و يا خط شعاعى از چشم بيننده بيرون آمده به شيء مرئى متصل گردد، بلكه مراد از ديدن خداوند، حالتى است كه پس از حصول علم به او به بيننده دست مىدهد. بعضى از اشاعره گفتهاند: معنى رؤيت خداوند آن است كه خدا در روز قيامت، مانند ماه شب چهارده بر مؤمنان آشكار خواهد شد، و همگى او را توانند ديد.
اشاعره همان «صفاتيه» هستند، و صفاتيه همان سلفىهاى اسلامند، كه صفات علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و كلام را براى خداوند ازلى دانستهاند، و چون معتزله نفى صفات كردند سلفيها را «صفاتيه» خواندند.
اشاعره مىگفتند كه خداوند قادر به قدرت، عالم به علم و حى و زنده به حيات و ديگر از صفات است، و اين معانى قديم است، كه زائد بر ذات اوست، و قائم به آن مىباشد.
اشاعره گويند: در عقل چيزى كه دلالت بر حسن و قبح اشياء داشته باشد وجود ندارد، بلكه آنچه را كه شرع نيكو داند حسن و نيكو، و آنچه را كه شرع زشت شمارد، قبيح و زشت است، بنابراين تعيين حسن و قبح در اشياء با شرع است نه با عقل.
اشاعره گويند: اختيار اصلح در مورد بندگان بر خداوند واجب نيست، و اگر چنان مىبود هرگز كافر و فقيرى در اين جهان و آن جهان نمىآفريد، و همه كار از زشت و زيبا و خير و شر و كفر و ايمان، به ارادۀ خداوند است.
«جهميه» يعنى پيروان جهم بن صفوان، كه جبرى مطلق بودند، اصلا براى انسان اختيارى قايل نبودند. امّا جبريه ميانه رو كه اشاعره باشند، به نوعى اختيار به نام «كسب» قائلند، و گويند اگر آدمى اراده بر كردن كارى كند، خداوند آن فعل را براى او خلق مىكند، يعنى خداوند افعال را خلق كرده، و آدمى آن را كسب مىكند. اشعرى ارادۀ حق را علت «قريبه» فعل، و ارادۀ عبد را علت «بعيده» آن شمرده است. بر خلاف «معتزله» كه قايل به «اختيارند» ، و ارادۀ عبد را علت «قريبه» دانستهاند و قايل به «تفويض» شدهاند.
اشعرى مىگفت كه قدرت عبد همراه با «فعل» است، و قبل از فعل وجود ندارد، و آن را تأثيرى در فعل نمىباشد.
از اين رو براى عبد قدرتى همراه با فعل خلق مىشود، كه با فعل بدون قدرت وجود ندارد، فعلى كه با قدرت همراه است كسب گويند، ولى فعلى را كه بدون