فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٠٧ - مرداريه
حمايت مىكرد و به آنان مناصبى مىداد.
امير اسماعيل (٢٧٩-٢٩٥) دانشمندان سمرقند و بخارا و ديگر شهرهاى ما وراء النهر را فراخواند و از آنان خواست كه مذهب سنت و جماعت را بيان كنند، آنان حكيم سمرقندى را بر آن داشتند تا شرحى بر آن مذهب بنويسد.
كتاب او كه بر اساس فقه ابو حنيفه نوشته شده بود معروف به «السواد الاعظم» شد و مورد تأييد علما قرار گرفت.
در اين كتاب از معتقدات «مرجئه» ياد شده است، كه مؤمنان را به اطاعت از سلطان، حتى سلطان ظالم، سفارش مىكنند و اين اطاعت را مايۀ وحدت جامعه اسلامى مىدانند.
الانتصار، ابن خياط، ص ٧٤.
تاريخ طبرى، ج ١٤، ص ٥٣٩.
الفصول المختاره، ج ١، ص ٥١٠.
مقالات الاسلاميين، ص ١٢٧-١٩٧.
التنبيه و الرد، ص ٤٧،١٣٩.
الحور العين، ص ١٥٠،١٥٣،٢٠٣.
الفرق بين الفرق، ص ١٢١،١٢٣.
المقالات و الفرق، ص ١٣١-١٣٢.
فرق الشيعة نوبختى، ص ٦.
احسن التقاسيم، ص ٣٧،٣٩،٣٩٨.
ملل و نحل شهرستانى.
العقيدة و الشريعه، ص ١٨٣.
مقالۀ مرجئه در كتاب توس رضازاده لنگرودى، دفتر اول، ص ١٣٥،١٥٩.
Shorter Encyclopedia oF IslamP.٢١٤
مرداريه
از فرق «معتزله» و پيرو عيسى بن صبيح معروف به ابو موسى مردارند كه او را راهب معتزله مىگفتند.
درباره نام وى بين مورّخان اختلاف است «مقريزى ج ٢ ص ٣٤٦» و مير سيّد شريف جرجانى در «شرح المواقف ج ٣ ص ٢٨٤» نام او را مزداريه نوشتهاند. گلدزيهر، در «مجله خاورشناسان آلمانى مجلد ٦٥ ص ٣٦٣» ثابت كرده كه «مرداريه» صحيح و منسوب به مردار است.
بغدادى نيز او را مردار خوانده و گويد: اين لقب سزاوار اوست و وى آن چنان بود كه شاعر گفته: و قلما ابصرت عيناك من رجل
الاّ و معناه ان فكّرت فى لقبه
يعنى چه اندك كسانى كه چشمان تو مىبيند و چون بينديشى معناى نام او در لقبش است.
مردار مانند نظّام مىگفت كه: مردمان به آوردن كتابى چون قرآن بلكه شيواتر از آن توانا هستند و از پارسايى كه داشت مىگفت: هر كه با سلطان بياميزد كافرست و ميراث نمىبرد و نمىگذارد.
همچنين مىگفت: خداوند نتواند ستم كند و دروغ گويد و اگر چنين كند هرآينه خداى ستمگر و دروغگو باشد.
وى سرزدن كارى را از دو تن بر سبيل تولد جايز مىشمرد و مىگفت: هر كه ديدار