فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٥٦ - وعيديه
اسفل، جن و انس وحش و طير و متحرك و ساكن، صور و اشكال، همه اوست هر چه هست يقين چون حباب است بر روى آب.
هر نقش كه بر تختۀ هستى پيداست
آن نقش همان كس است كان را آراست
درياى كهن كه بر زند موجى نو
موجش خوانند و در حقيقت درياست
جمله يك ذاتست امّا متصف
جمله يك حرف و عبارت مختلف
آفتابى در هزاران آبگينه تافته
پس برنگى هر يكى تاب عيان انداخته
الحقّ محسوس و الخلق مغفول، هو الاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن.
هفتاد و سه ملت، ص ٢٠
وزنيه
منكر ميزان و توزين اعمال عباد در آخرت شدند و گفتند: خداى تعالى عالم غيب و شهادت است و چيزى را وقتى مىسنجند كه مقدار آن بر شخص مجهول باشد حال آن كه كارهاى بندگان بر خداى تعالى پنهان نيست و نيازى به ترازو و ميزان ندارد.
الفرق المفترقه، ص ٩١.
وضعيه
گويند: انبيا و رسل عاقلان عالم بودهاند و زيركان جهان و حكيمان خردمند حكم را كار فرمودهاند و بر خلق شفقت نمودهاند و قانون و قاعده در ميان خلق نهادند و نام آن را شريعت كردند و گفتند: حكم خداست تا در دلها اكثر سخن ايشان جاى گيرد.
اهل زمين از آن حقيرترند كه از آسمان برايشان پيغام آيد. چنان كه در علم اسطرلاب محقق شده كه جرم آفتاب و عرض قرص هفت بار و هفت هزار فرسنگ در هزار فرسنگ است حال آن كه از روى زمين چون سنگ آسيابى بيش نمىنمايد.
همچنين در جنب آسمان زمين نيز محقر باشد چنان كه گفتهاند: زمين در جنب اين نه سقف مينا
چو خشخاشى بود بر روى دريا
نگر تا تو از اين خشخاش چندى
سزد گر بر بروت خود بخندى
هفتاد و سه ملت، ص ٤٤-٤٥.
دبستان المذاهب، ج ٢، ص ١١٨.
وعيديه
فرقهاى از مسلمانان كه به «وعد و وعيد» معتقد بودند و گفتند: «وعيد» خداوند يعنى ترساندن او بندگان را از دوزخ حق است و در امر «وعيد» مبالغه مىكردند.
اگر كسى هزار سال عمر او بوده و صائم الدهر و قائم الليل باشد و يك گناه كبيره از او به وجود آيد و بىتوبه بميرد