فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٠٦ - روشنيه يا روشنيان
پير روشن مىخواندند.
مذهب وى تلفيقى از اسلام و مسيحيت بود، و صاحب امالى يعنى مجالس است كه آنها را در كتابى به نام «خير البيان» گرد آوردهاند. ظاهرا اين كتاب، قديمىترين اثر به زبان پشتو است.
پير روشن، خود را مسيح مىخواند و در جامعه به اصلاحات مىپرداخت، تا اين كه توسط خوانين پشتون، در سال ٩٩٤ هجرى به قتل رسيد.
در كتاب «دبستان المذاهب» آمده است: حضرت ميان با يزيد انصارى خلف شيخ عبد اللّه است كه به هفت پشت به شيخ سراج الدين انصارى مىرسد و در ايام اواخر حكومت افغان، در شهر (جلندهر) پنجاب متولد گشت، چون به رشد رسيد به رياضت پرداخت و جمعى از ارادت او منفعت ديدند.
سپس خود را مهدى و مسيح خواند و مردم را به رياضت امر مىكرد و در نماز جهت را تعيين نمىنمود، يعنى روى به قبله نمىايستاد و مىگفت: «. . . فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ. . .» بقره/١١٥، هركجا كه روى كنيد همانجا روى خداست.
او مىگفت: غسل را به آب حاجت نيست، چه همين كه باد رسد تن پاك مىشود، زيرا چهار عنصر از مطهرات است.
او مىگفت: هر كه خدا را و خود را نشناسد آدمى نيست و مانند گاو و گوسفند مىباشد و كشتن او جايز است، بنابراين مخالفان خود را كشتن مىفرمود و مىگفت: «. . . أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» اعراف/١٧٩.
و گفت: هر كه خود را نشناسد، خبر از زندگى جاويد و حيات ابدى ندارد و مرده است، و مال آنان كه وارثان اين چنين مرده باشند، به زندگانى رسد.
او و فرزندانش مدتها راهزنى مىكردند و اموال از مسلمانان و غيره ستده خمس اموال در بيت المال مىداشت، چون احتياج ايشان مرتفع مىشد بر اهل استحقاق قسمت مىكرد.
وى را تصانيف بسيار است به عربى و پارسى و هندى و افغانى و كتاب «خير البيان» را به چهار زبان گفته و آن به عربى و پارسى و هندى و پشتو يعنى لغت افغان نگاشته است، و آن را خطابى از حق تعالى بر حضرت بايزيد دانند و صحيفه امر الهى شمرند.
وى كتابى ديگر دارد به نام «حالنامه» كه در آنجا احوال خود را شرح داده است.
پير روشن، از معاصران همايون پادشاه گوركانى هند بود. مذهب او در سال ٩٤٩ هجرى رواج يافت و سرانجام خروج كرد و در سال ٩٩٤ ه به دار آويخته شد، و قبر او «بهتپور» از كوهستان افغانان در پشتونستان است.