فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٩ - ابو مسلميه
بر آن نشينند، و به اتفاق يكديگر فرمان دهند و حكم كنند و شش وزير دارند. پس اين شش ملك بر يك تخت بنشينند و شش وزير بر تختى ديگر و هر كار كه باشد به كنكاج يكديگر مىسازند.
اگر كسى نماز كند او را بازندارند و ليكن خود نكنند، و چون سلطان بر نشيند هر كه با وى سخن گويد او را جواب خوش دهد، و تواضع كند و هرگز شراب نخورند، و پيوسته اسبى تنگ بسته با طوق و سرافسار به در گورخانۀ بو سعيد به نوبت بداشته باشند روز و شب، يعنى چون بو سعيد برخيزد بر آن اسب نشيند و گويند: بو سعيد گفته است فرزندان خويش را كه چون من بيايم و شما مرا بازنشناسيد، نشان آن باشد كه مرا با شمشير من گردن بزنيد، اگر من باشم در حال زنده شوم و آن قاعده بدان سبب نهاده است تا كسى مدعى بو سعيدى نشود.
در شهر لحساء گوشت همه حيوانات فروشند چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسفند و غيره، و هرچه فروشند سر و پوست آن حيوان نزديك گوشتش نهاده باشد تا خريدار داند كه چه مىخرد. آنجا سگ را فربه كنند، همچون گوسفند معلوف، تا از فربهى چنان شود كه رفتن نتواند و بعد از آن بكشند و بخورند.
الكامل فى التاريخ، ج ٨، ص ٨٣،٢٠٧.
المسالك و الممالك، ص ١٠٤.
مرآة الجنان و عبرة اليقظان، ج ٢، ص ٢٣٨.
الفرق بين الفرق، ص ١٧٣.
سفرنامه ناصر خسرو قباديانى، ص ١٠٩- ١١٢.
مذاهب الاسلاميين، ج ١، ص ١٠-١١٥، ١١٨،١١٩-١٢٨-١٣٠-١٣٦-١٤٠.
٧. Encycloped iedeL'Islam ) N. E(T. II,P.٤٦٤
ابو مسلميه
فرقههايى منسوب به ابو مسلم خراسانى بودند كه او را زنده و جاودان مىشمردند و به رجعت و بازگشت او اعتقاد داشتند. اكثر اين فرق از طوايف حلوليهاند، اسحاقيه، راونديه، سناذيه، ابلقيه، مبيضّه، بابكيه، بركوكيه و رزاميه از جمله ايشان هستند و از ابو مسلميه به شمار مىروند.
ظاهرا خود ابو مسلم پيش از آن كه به ابراهيم امام پيوندد با «كيسانيه» و «مغيريه» كه دو فرقه از غلاة شيعه بودند، روابط نزديك داشت و عقايد تناسخى ايشان در افكار وى تأثير كرده بود و عقيده داشت كه ارواح پس از مفارقت از اجساد خود به بدنهاى ديگر منتقل مىشوند، اگر چه آن اجساد ما سواى نوع سابق خود باشند.
نوبختى مىنويسد كه ابو مسلميه مىگفتند: ابو مسلم نمرده و زنده است، و كردن هر كارى را روا مىداشتند و همه واجبات را فرو مىگذاشتند، ايشان تنها