فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٠١ - مرجئه
ايشان متداول نيست و سابقا برده خريدن را هم حرام مىدانستند.
برخى از رسوم ايشان مانند حرمت تعدد زوجات و منع طلاق زن و خريد برده در كتاب «جامع التواريخ» رشيد الدين فضل اللّه منقول است.
رشيد الدين فضل اللّه و مورخان آن عصر مراغيان را «ملاعين» مىخواندند و مىگفتند: آنان تمام محرمات را حلال مىدانستند.
خواجه رشيد الدين فضل اللّه لقب ديگرى نيز به ايشان مىدهد و آنان را مانوى مىخواند. حمد اللّه مستوفى آنان را از مزدكيان مىشمارد.
«مراغيان» گويش ويژهاى دارند كه يكى از گروه لهجههاى درۀ الموت و شاهرود است. مركز ايشان اكنون در قريۀ ديگين الموت است و پيروان اين مذهب در رودبار الموت و خرقان قزوين زندگى مىكنند.
آنان داراى مذهبى اسرارآميزند و راز خود را به كسى بروز نمىدهند و از خوردن ذبايح ديگران پرهيز مىكنند، صابون به جامۀ خود نمىزنند بلكه البسۀ خود را با گل مىشويند. زنان در هنگام قاعدگى از مداخله در امر خانه ممنوعند و مانند زنان زردشتى منزوى زندگى مىكنند همچنين از ازدواج با غير مذهب خود مىپرهيزند.
اشخاص موثقى مىگفتند كه: در شب اوّل زمستان و آغاز تابستان آنان در اتاق بزرگى جمع مىشوند و پس از خواندن اذكار و اوراد مخصوص چراغ را خاموش و يكى از ايشان از سوراخى كه در سقف است و آن را «گاجه» مىخوانند، شلوار زنها را كه موقع ورود هر زنى از او گرفتهاند از گاجه به تدريج به اتاق مىاندازند و هر مردى كه يكى از آن شلوارها را به دست آورد مىتواند با صاحب شلوار مقاربت كند.
چون نام اين فرقه «مراغيه» است گمان مىرود كه اصل آنان از شهر مراغه بوده باشد و در زمانهاى قديم از آنجا به الموت مهاجرت كرده باشند.
حسن صباح، ص ١٣٥-١٣٦ و تحقيقات محلى.
مرجئه
پس از شهادت حضرت على (ع) و روى كار آمدن بنى اميه، تودۀ مردم كه معروف به سواد اعظم شدند، در برابر خوارج كه نه امامت حضرت على (ع) و نه خلافت معاويه را قبول داشتند و نيز در مقابل شيعيان على (ع) كه معتقد به امامت وى بودند، فرقۀ جديدى را تشكيل دادند كه «مرجئه» خوانده مىشوند.
نخستين مأخذ موجود از فرقه مرجئه نامهاى از حسن بن محمد بن حنفيه است، متن اين نامه با شرحى مفصّل در مقالۀ