فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٤١ - نزاريه
التنبيه و الرد، ص ١٦٩.
نحليه
اصحاب حسن بن على بودند و امامت را در اولاد امام حسن (ع) صحيح مىدانستند و در افريقاى شمالى و مركزى مىزيستند.
پيشواى ايشان (نحلى) اهل نفطه از اعمال قفصه و مطيليه به شمار مىرفت.
آنان در سوس در دورترين بلاد مصامده قيام كردند و مردم را گمراه نمودند.
نماز ايشان بر خلاف نماز مسلمانان است و هيچ ميوهاى را كه پايش كود داده باشند نمىخورند.
الفصل ابن حزم، ج ٤، ص ١٤٠.
نزاريه
از فرق «اسماعيليه» اند.
پس از مرگ المستنصر باللّه فاطمى بين دو پسر او مستعلى و نزار كه دعوى جانشينى او را مىكردند اختلاف افتاد.
اسماعيليان مصر غلبه يافتند و مستعلى را به خلافت برگزيدند و نزار كشته شد.
بعد از مرگ او پيروانش از مصر و شام به يمن و ايران گريختند و در الموت به پيشوايى حسن صباح دولت اسماعيليه نزارى را تشكيل دادند.
برخى از «نزاريه» معتقد بودند كه نزاركشته نشده بلكه پنهانى از مصر بگريخت و به ايران آمد و دولت نزاريه را در جبال طالقان تأسيس كرد.
گويند: پس از كشته شدن نزار (در سال ٤٤٨ ه) پسرش هادى به امامت نشست و در سال ٥٣٠ درگذشت و او را در لمبسر به خاك سپردند.
بعد از هادى پسرش محمد المهدى مقر خود را در الموت قرار داد و در ٥٥٢ درگذشت. سپس «نزاريه» بساط امامت خود را در شام گستردند و در زمان ملك رضوان بن تتش بن الب ارسلان سلجوقى كيش خود را در حلب گسترش دادند در آن زمان بود كه حسن صباح يكى از داعيان خود را به شام فرستاد و وى ملك رضوان را به كيش خود خواند و مذهب ايشان در حلب رواج يافت.
در سال ٥٢٠ هجرى داعى ديگرى كه ايرانى بود از فرقۀ «باطنيه نزارى» به نام بهرام به شام رفت و امور «اسماعيليه» را در آن بلاد به دست گرفت و بر بندر بانياس مسلط شد و عدهاى از كشاورزان به هوا خواهى او برخاستند و بسيارى از مخالفان خود را از ميان برد و بر برق بن جندل كه از مخالفان اسماعيليه بود ظفر يافت.
طرفداران وى به پيشوايى برادرش ضحاك بن جندل لشكرى آراسته و سپاه بهرام را شكست دادند و او را بكشتند.
پس از بهرام داعى ديگرى به نام