فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤١٥ - معتزله
توانگر باشند زكات دهند و اگر مستمند باشند بايد به آنان زكات داد.
معبد مىگفت: ثوابى را كه خداوند در مقابل طاعات به آدمى مىدهد در حال حيات اوست، و اگر بميرد چيزى از طاعات او را نافع نيست، و كارى را كه ديگرى براى او مىكند مانند حج و عمرهاى كه به عوض او به جا مىآورد و دعا و استغفارى را كه براى او مىكند نفعى ندارد.
الفرق بين الفرق، ص ٦٠.
الفرق المفترقه، ص ٢١.
الحور العين، ص ١٧٢.
التبصير فى الدين، ص ٣٣.
معتريه
از «مجبره» بودند.
مشارق الانوار، ص ٢٠٥.
معتزله
در زمان بنى اميه و در عهد عبد الملك مروان (٦٥-٨٦ ه) «قدريه» يا «معتزله» ظهور كردند و با فرقۀ مخالف خود «جبريه» و «صفاتيه» اختلاف داشتند.
«جبريه» معتقد بودند كه بندگان خدا صاحب افعال خود نيستند و خير و شر را به خدا نسبت مىدادند و نسبت آن دو را به انسان امرى مجازى مىشمردند بر خلاف ايشان «معتزله» يا «قدريه» طرفدار قدرت و حريت انسان بودند و آدمى را در كردار و رفتار خويش آزاد مىپنداشتند.
مخالفان «قدريه» را مجوسان يا زرتشتيان اسلام مىخواندند و مىگفتند كه رسول (ص) خدا فرمود: القدريّه مجوس هذه الامّه، يعنى قدريان زرتشتيان امت اسلامند.
نخستين كسى كه با «جبريه» مخالفت كرد و سخن از قدر گفت معبد بن عبد اللّه بن عويم جهنى بصرى بود و وى عقيده خود را از يك ايرانى به نام سنبويه فرا گرفت معبد مىگفت: هر كس مسئول رفتار خويش است و خداوند افعال بندگان را بخودشان واگذاشته و از اين جهت پيروان او را «قدريه» گفتند.
معبد در سال ٨٠ هجرى به جرم فساد عقيده كشته شد و اين عقيده را غيلان دمشقى و يونس اسوارى و جعد بن درهم از وى فرا گرفتند مقارن همين زمان عالمى زاهد در بصره مىزيست كه او را حسن بن يسار بصرى مىخواندند (٢١-١١٠) وى شاگردى به نام ابو حذيفه واصل بن عطاء الغزال (٨٠-١٣١) داشت كه از مواليان ايرانى بود او عقيدۀ معبد و غيلان را در «قدر» تأييد كرد و مؤسّس فرقه فلسفى «معتزله» شد.
شهرستانى مىنويسد: در زمان حسن بصرى فتنه «ازارقه» از خوارج پديد آمد