فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٨٨ - خوجه
شبيبيه، پيروان شبيب بن يزيد شيبانى كه پس از وى پيروانش با غزاله مادر او به امامت بيعت كردند.
الفرق بين الفرق بغدادى، ص ٤٥-٦٧.
ملل و نحل شهرستانى، ص ١٠٥-١٢٤.
الحور العين، ص ١٧٠-٢٥٦.
العقيده و الشريعه، ص ١٧٢-١٧٣.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢ و ٤ و ٥ و ٧ و ٨ و ٩.
دائرة المعارف اسلاميه، ج ٨، الخوارج.
خوجه
خوجه لقبى فارسى است كه اصل آن خواجه است به معنى آقا و سرور و هنوز هم در لبنان و بعضى از ممالك عربى اين لقب را به جاى كلمۀ مستر يا موسيو فرنگى به كار مىبرند.
خوجگان ابتدا يكى از طبقات هندى الاصل بودند كه بعضى از ايشان بر اثر نفوذ اسلام و فرق آن در شبه قارۀ هند به فرقه نزارى اسماعيليه و سنى و شيعه دوازده امامى گرويدند امّا بطور كلى نزاريان هند را كه از فرقه اسماعيليه مىباشند، خوجه مىخوانند.
اينان از فرقۀ شمسيه منسوب به شمس الدين نامى كه از داعيان نزارى در مولتان و گجرات هند بود، نشأت گرفتهاند.
بعد از شمس الدّين كه به هندى (ستگورنور) معروف است، يكى از داعيان اسماعيليه ديلمان از فرقه صباحيه به نام نور الدين به گجرات هند رفته و موفق شد كه شاه هندو (سيدها را جاى سيمها) را به مذهب اسماعيليه در آورد. (١١٤٣ م)
دعوت اين فرقه در زمان شمس الدين آغاز شد و پس از وى صلاح الدّين جانشين او گشت و در همين ايام بود كه نور الدين به هند رفت.
در هندى عنوان «تاكور» مترادف به معنى آقاست.
صدر الدين اساس تشكيلات جامعۀ خوجه را در هندوستان بنا نهاد و انجمنى براى ايشان به نام «جماعت خانه» تأسيس كرد كه هم مسجد و هم مركز اجتماع ايشان بود. جماعت خانه را به زبان گجراتى «جوماد خانون» گويند.
خوجهها از قرن هفدهم ميلادى به بعد در هند و افريقاى شرقى به تجارت اشتغال دارند و در سال ١٨٤٠ زنگبار را پايگاه تجارتى خود ساختند، در اين سال اختلافات بين حسن على شاه آقا خان محلاتى و آنان پديد آمد.
چون آقا خان خود را امام همه اسماعيليه مىدانست حق امامت خود را از آنان مطالبه مىكرد تا اين كه در سال ١٨٦٦ م ادعانامهاى از طرف آرنولد به نفع آقا خان صادر شد و طايفۀ باربهايى، خوجگان سنى را از آن مذهب اخراج