فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١١٨ - پسيخانيه
همۀ عمر يك بار سزد و اگر نتواند در هر سالى يك بار و اگر نتواند در چلّه يك بار و اگر نتواند در ماه يك بار و اگر نتواند در هفته يك بار.
محمود مىگفت: دين محمد (ص) منسوخ شد و اكنون دين، دين محمود است چنان كه گفتهاند:
رسيد نوبت رندان عاقبت محمود
گذشت آن كه عرب طعنه بر عجم مىزد
گويد: سرانجام عالم از ابتداى آغاز كه كنايه از اول ظهور افراد كه-محتد- يعنى اصل مذكورند تا مدتى كه اين افراد با هم سرشته، نبات گردد و از او حيوان آيد كه دابة الارض نام اوست تا باز آدم تصور آيد.
اين مدت مذكور شانزده هزار سال خواهد بود كه هشت هزار سال از اين مدت مذكور دور عرب باشد كه دورۀ فوق «ثرا» نام دارد و هشت هزار سال دور «عجم» است كه دور «تحت ثرا» است تا بعد از آن كه آن عالم مذكور كه نوبت افراد مذكور است به هم سرشته شده باشد تا آدم مصور آمده باشد و مدت عمر دور آدم نيز شانزده هزار سال بود كه از اين شانزده هزار سال، هشت هزار سال، با هشت مرسل مكمل عرب بگردد. هشت هزار سال ديگر باز نوبت افراد باشد بدان دو هشت هزار سال مذكور كه مدت شانزده هزار سال است. على هذا القياس تا دورۀ كامل از آدم و عالم به شرط ظهور و بطون و سرّ و علانيه به شصت و چهار هزار سال نبوى تمام گردد.
به عقيدۀ محمود پسيخانى خدا نمونۀ قدرت و نيرويى برتر و فراتر از انسان نيست، بلكه در نظر او، خدا نمونۀ نيروهاى «خود انسان» است كه بشر مىكوشد تا در زندگى خود، به آنها دست بيابد.
محمود دهدارى كه از دشمنان سرسخت پسيخانيان بود مىنويسد: طايفۀ دوم از منكران وجود «واجب الوجود» ملاحدهاى تناسخيهاند كه خود را «نقطويه» مىخوانند. آنان خويشتن را خدا مىدانند و مىگويند كه انسان تا خود را نشناخته بنده است و چون خود را شناخت خداست. كلمه ايشان اين است كه گويند: لا اله الا المركب المبين و مراد ايشان از «مركب مبين» انسان است.
از جمله اصول پسيخانيان يكى آن است كه موجود جز مركب و محسوس نيست و ايشان منكر وحدت و بساطت هستند و تصور را، كواذب (دروغ) مىدانند.
بسيارى از شاعران و انديشمندان پسيخانى به جهت گريز از تعقيب و شكنجۀ دشمنان و پادشاهان به هندوستان و نواحى ديگر گريختند و جلاى وطن كردند، از جمله آن متفكران اين شاعران هستند: محمد شريف وقوعى نيشابورى، على اكبر تشبيهى، صوفى آملى، حكيم